–128- جدید

جدول 4-6 پارامترهای مورد نیاز برای حل مثال عددی(هزینه های ثابت تخصیص) ..................................77
جدول 4-7 پارامترهای مورد نیاز برای حل مثال عددی(هزینه های ثابت تهیه) ..........................................78
جدول 4-8 پارامترهای مورد نیاز برای حل مثال عددی(هزینه های واحد تهیه) ..........................................78
جدول 4-9 پارامترهای مورد نیاز برای حل مثال عددی(حد بالای ارسالی واحدها) .....................................79
جدول 4-10 پارامترهای مورد نیاز برای حل مثال عددی(حد بالای ارسالی واحدها به واحدهای دیگر) ..........79
جدول 4-11 پارامترهای مورد نیاز برای حل مثال عددی(ظرفیت واحدها) ...................................................80
جدول 4-12 پارامترهای مورد نیاز برای حل مثال عددی(منبع مورد استفاده در هر واحد) ......................80
جدول 4-13 مقادیر متغییرهای تصمیم گیری مربوط به انتخاب تسهیلات(پیکربندی شبکه) ..................81
جدول 4-14 بهترین مقدار توابع هدف در مجموعه جواب های پارتو در تکرارهای مختلف .......................88
جدول 4-15 مقادیر متغییرهای تصمیم گیری مربوط به انتخاب تسهیلات(پیکربندی شبکه) ..................90
جدول 4-16 مقدار جواب های پارتو به ازای وزن های مختلف .........................................................................91
فهرست تصاویر و نمودار
نمودار 2-1 طبقه‌بندی انواع روش‌های بهینه‌سازی ..............................................................................................35
نمودار 2-2 مراحل اجرای الگوریتم ژنتیک .............................................................................................................42
نمودار 3-1 الگوریتم بهینه سازی ژنتیک با مرتب سازی نامغلوب (NSGA-II) ...........................................72
شکل 2-1 نحوه رفتار دسته جانوران هنگام برخورد با خطر و الگو گیری الگوریتم PSO از این مطلب ......48
شکل 2-2 بهینه محلی و بهینه کلی ........................................................................................................................50
شکل 3-1 شبکه زنجیره تأمین مورد مطالعه .........................................................................................................58
شکل 4-1 شبکه بهینه زنجیره تأمین مثال عددی فوق( بخش اول) ...............................................................81
شکل 4-2. شبکه بهینه زنجیره تأمین مثال عددی فوق( بخش دوم) ..............................................................89
شکل 4-3. نمودار پارتو حاصل از اجرای الگوریتم ................................................................................................90
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1. مقدمه
در دهه هشتاد میلادی، سازمان ها جهت دستیابی به مزیت رقابتی پایدار، بیشتر روی سیستم هایی مانند تولید به هنگام، مدیریت کیفیت جامع وغیره تمرکز داشتند. اما از آن جایی که این مزایای رقابتی به وسیله رقبا تقلید می شدند از پایداری لازم برخوردار نبودند. در واقع تلاش برای بهینه سازی فرایند های سازمانی بدون در نظر گرفتن شرکت های بیرونی به خصوص تأمین کنندگان و مشتریان امری بی فایده به نظر می رسید و سازمان هایی که با همکاری یکدیگر در جهت اهداف مشترکی گام بر می داشتند عملکرد بهتری داشتند. اینجا بود که مفهوم زنجیره تأمین متولد شد.[1]. فارازل زنجیره تأمین را از جدیدترین و بهترین موضوعات که سازمان ها با استفاده از آن در پی ایجاد ارزش برای سهامداران و ذینفعان خود هستند، می داند. [2].
زنجیره تأمین شبکه ای از تسهیلات است که وظایف تهیه و تدارک مواد خام، تبدیل آن به محصولات نهایی و واسطه ای به مشتریان را انجام می دهد.زنجیره های تأمین در سازمان های تولیدی و خدماتی وجود دارند، هر چند که پیچیدگی زنجیره ممکن است از صنعتی به صنعت دیگر و از شرکتی به شرکت دیگر شدیدا تغییر کنند. در سالیان اخیر توجه زیادی به مساله طراحی شبکه زنجیره تأمین صورت گرفته است. در گذشته معمولا برنامه ریزی و تصمیم گیری در مورد عناصر موجود در تولید و توزیع یک محصول شامل مراکز تأمین، مراکز تولید و مراکز توزیع یک محصول، هر یک بطور جداگانه انجام می گرفت که این امر مشکلات و هزینه های گوناگونی را در یک چرخه تولید محصول به بار می آورد. از نواقص چنین برنامه ریزی هایی می توان به عدم هماهنگی بین تولید کننده، توزیع کننده، مشتری وفروشنده در دریافت و ارسال کالا، تولید و توزیع کالا و عدم ارسال به موقع کالا اشاره کرد.
در این فصل مروری بر ضرورت و اهمیت مساله، بیان مساله، کاربردهای آن در مسائل واقعی، روش انجام تحقیق و همچنین ساختار فصل های آتی انجام می گیرد.
1-2. ضرورت انجام تحقیق
درطول دو دهه اخیر، مدیران شاهد یک دوره تغییرات شگرف جهانی به واسطه پیشرفت در تکنولوژی، جهانی شدن بازارها و شرایط جدید اقتصادی سیاسی بوده اند. با افزایش تعداد رقبا در کلاس جهانی، سازمان ها مجبور شدند که سریعا فرآیند های درون سازمانی را برای باقی ماندن در صحنه رقابت جهانی بهبود بخشند. در دهه های 70-1960 سازمان ها به توسعه جزئیات استراتژی- های بازار همت گماردند که تمرکز آن ها روی برآورده کردن رضایت مشتریان بود. آن ها بدین درک نایل آمدند که مهندسی و طراحی قوی و عملیات تولید منسجم و هماهنگ، پیش نیاز دستیابی به نیازمندی های بازار ودر نتیجه سهم بازار بیشتر است. بنابر این طراحان مجبور شدند که ایده آل ها و نیازمندی های مورد نظر مشتریان را در طراحی محصولات خود بگنجانند و در حقیقت محصولی را با حداکثر سطح کیفی ممکن، با حداقل هزینه و توام با ایده آل های مورد نظر مشتری روانه بازار سازند.
در دهه1980 با افزایش تنوع در الگوهای مورد نظر مشتریان، سازمان های تولیدی به طور فزاینده ای به افزایش انعطاف پذیری در خطوط تولید، بهبود محصولات و فرآیند های موجود و توسعه محصولات جدید برای ارضای مشتریان علاقه مند شدند که این موضوع به نوبه خود چالش های جدیدی را برای آن ها رقم زد. در دهه 1990 به موازات بهبود در توانمندی های تولید، مدیران صنایع درک کردند که مواد و خدمات دریافتی از تامین کنندگان مختلف تاثیر بسزایی در افزایش توانمندی های سازمان به منظور برخورد با نیازمندی های مشتریان دارد که این امر به نوبه خود، تاثیر مضاعفی در تمرکز سازمان ها و پایگاه های تأمین و استراتژی های منبع یابی بر جا نهاد. همچنین مدیران دریافتند که تامین محصولات با معیارهای مورد نظر مشتری (چه موقع، کجا، چگونه) و با کیفیت و هزینه های مورد نظر آن ها، چالش های جدیدی را بوجود می آورد .در چنین شرایطی به عنوان یک نتیجه گیری از تغییرات مذکور دریافتند که این تغییرات در طولانی مدت برای مدیریت سازمان کافی نیست.
با توسعه روزافزون زنجیره‌های تأمین و همچنین با توجه به آنکه ایران در دسته کشورهای در حال توسعه قرار می‌گیرد و صنایع آن در حال تحول و توسعه هستند توسعه چنین مدل‌هایی می‌تواند کمک بخش باشد. به عبارت دیگر توسعه مدل‌هایی که سازمان‌های سنتی با ابعاد بالا را به سازمان‌های پویا با ابعاد کوچک ولی هوشمند تبدیل می‌کند برای شرایط کنونی صنایع کشور بسیار مفید خواهد بود. با استفاده از چنین مدل‌هایی سازمان‌ها می‌توانند دوران گذار را به بهترین نحو ممکن طی نمایند. نکته‌ دیگری که مبین ضرورت انجام چنین رساله‌ای است توسعه شبکه‌های لجستیکی است. در گذشته به علت وجود دشواری هایی که در فرایند جابه‌جایی وجود داشته واحدهای تولیدی تمایل به تولید قطعات مورد نیاز خود در مجموعه خود داشتند. اما امروزه با توسعه شبکه‌های ارتباطی و IT، مجموعه اقدامات تهیه مواد اولیه از ثبت سفارش تا دریافت کالا تسریع و آسان شده است. همچنین از دیگر ضرورت های انجام این طرح می توان به این نکته اشاره کرد که ساخت چنین مدل هایی، تصمیم گیری در مورد اجزا و عناصر مختلف تشکیل دهنده شبکه های زنجیره تامین و همچنین نحوه ارتباط آن ها و نیز مدیریت موثر و رقابتی آن ها در جهت رسیدن به اهداف مورد نظر را آسان تر می کند. در چنین شرایطی نتایج حاصله از این رساله می‌تواند کمک بخش تصمیم‌گیران واحدهای تولیدی باشد.
1-3. تعریف مسأله
در این پژوهش یک مدل ریاضی برای مساله طراحی شبکه زنجیره تأمین چند مرحله ای و چند محصولی ارائه می شود. همچنین از روش های فراابتکاری برای یافتن جوابی نزدیک به جواب بهینه با توجه به معیارهای بهینه سازی برای مساله مورد نظر استفاده می شود. اهم مفروضات مساله به شرح زیر است :
1) شبکه زنجیره تامین مورد نظر شامل تأمین کنندگان مواد اولیه، تأمین کنندگان قطعات، مراکز تولیدی، مراکز توزیع و مشتریان می باشد.
2) واحدهای تولید محصولات نهایی (مراکز تولیدی) از توانایی ساخت مواد اولیه و نیم ساخته برخوردار نیستند.
3) ظرفیت های تأمین کنندگان مواد اولیه، تأمین کنندگان قطعات، مراکز تولیدی و مراکز توزیع به صورت غیر قطعی (احتمالی) می باشند.
4) تقاضای مشتریان و همچنین هزینه های واحد عملیاتی به صورت غیر قطعی می باشند.
5) هر کدام از تأمین کنندگان مواد اولیه، قطعات، کارخانه ها و مراکز پخش با توجه به تجهیزات فنی و تکنولوژیکی و همچنین سیاست های تولیدی و ... خود قادر به تولید مواد اولیه، قطعات و محصولات وهمچنین پخش آن ها با سطوح کیفی مختلف می باشند.
6) مشتریان برای بر آوردن تقاضای خود می توانند با چند مرکز در ارتباط باشند.
1-4. کاربرد تحقیق
همان طور که مشخص است هدف این تحقیق ارائه مدلی ریاضی برای طراحی خرید، تولید و توزیع در شبکه زنجیره تأمین چند مرحله ای و چند محصولی و پیشنهاد الگوریتم های فراابتکاری برای رسیدن به جواب های نزدیک به بهینه است. به عبارتی دیگر می توان هدف از ساخت این مدل را تعیین بهترین واحدهای هر سطح (تأمین کننده ها،کارخانه ها، ...) از شبکه زنجیره تأمین مورد مطالعه با توجه به پارامترها و معیارهای در نظر گرفته شده در راستای بهینگی مدل و شبکه، طراحی و تعیین بهترین مسیرهای (شبکه) ارتباطی بین واحدهای منتخب هر سطح با سطوح دیگر و همچنین تعیین حجم کالاهای انتقالی در این مسیرهای بهینه دانست. این مدل انعطاف پذیری بالایی در اجرای مسائل واقعی دارد.از این مدل می توان در صنایع خودرو سازی، صنایع الکترونیکی، صنایع دارویی و غیره استفاده نمود.
1-5. روش کار
این تحقیق یک تحقیق نظری بوده و برای جمع آوری داده های مورد نیاز در انجام این تحقیق از مقالات معتبر بین المللی استفاده شده است. روش فرا ابتکاری جهت حل مدل مسأله طراحی شبکه زنجیره تأمین چند محصولی و چند مرحله ای پیشنهاد و مورد بررسی قرار می گیرد.
1-6. ساختار تحقیق
در ادامه مطالب این پایان نامه خواهیم داشت :
در فصل دوم مروری بر ادبیات موضوع یا تحقیقات پیشین انجام می گیرد. در این فصل ابتدا تعاریف اولیه بیان می شود، سپس مروری بر تحقیقات صورت گرفته در طراحی شبکه زنجیره تأمین انجام می شود. در انتهای این فصل مروری کوتاه بر تاریخچه الگوریتم های فرا ابتکاری و به خصوص الگوریتم ژنتیک چند هدفه و ارائه ساختار کلی این الگوریتم خواهیم داشت. در فصل سوم ابتدا با تعاریف متغییرها و پارامترهای مسأله، مدل سازی ریاضی برای مساله مورد بررسی ارئه خواهد شد. سپس به توسعه الگوریتم حل روش فراابتکاری پیشنهادی می پردازیم. در فصل چهارم تحلیل نتایج محاسباتی و در فصل پنجم نیز نتیجه گیری و پیشنهادهای آتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
فصل دوم
مرور ادبیات
و
پیشینه تحقیق2-1. مقدمه
در این فصل در ابتدا مروری بر تاریخچه شکل گیری مدیریت زنجیره تأمین خواهد شد و در ادامه نیز تعاریفی از برخی بزرگان صاحب نظر در این حوزه ارائه و سپس مروری بر تحقیقات انجام شده در حوزه مدل سازی زنجیره تأمین، طراحی شبکه های زنجیره تأمین و همچنین روش های مختلف حل این گونه مسائل ارائه خواهد گردید. در پایان نیز مروری بر انواع روش های بهینه سازی داشته و سپس به تاریخچه، ساختار و همچنین نحوه عملکرد الگوریتم فراابتکاری ژنتیک با مرتب سازی نامغلوب که روش حل در نظر گرفته شده برای مدل ساخته شده می باشد خواهیم پرداخت.
2-2. تعاریف
در این قسمت به طور خلاصه به بررسی و تعریف برخی از مفاهیم بنیادی در حوزه زنجیره تأمین می پردازیم .
2-2-1. زنجیره تأمین
محققان و نویسندگان مختلف، نگرشها و تعاریف متفاوتی را از زنجیره تأمین ارائه کرده‏اند. برخی زنجیره تأمین را در روابط میان خریدار و فروشنده محدود کرده‏اند، که چنین نگرشی تنها بر عملیات خرید رده اول در یک سازمان تمرکز دارد. گروه دیگری به زنجیره تأمین دید وسیع تری‏ داده و آن را شامل تمام سرچشمه‏های تأمین ‏(پایگاههای تأمین) برای سازمان می‏دانند. با این‏ تعریف، زنجیره تأمین شامل تمام تامین‏کنندگان‏ رده اول، دوم، سوم...خواهد بود. چنین نگرشی‏ به زنجیره تأمین، تنها به تحلیل شبکه تأمین‏ خواهد پرداخت. دید سوم، نگرش زنجیره ارزش‏ «پورتر» است که در آن زنجیره تأمین شامل تمام‏ فعالیتهای مورد نیاز برای ارائه یک محصول یا خدمت به مشتری نهایی است. با نگرش مذکور به زنجیره تأمین، توابع ساخت و توزیع به عنوان‏ بخشی از جریان کالا و خدمات به زنجیره اضافه‏ می‏شود.در واقع با این دید، زنجیره تأمین شامل‏ سه حوزه تدارک، تولید و توزیع است. حوزه‏های تشکیل‏دهنده زنجیره تأمین و فرآیند جریانات فیزیکی، اطلاعاتی و روابط آن‏ حال با توجه به مطالب فوق، تعاریف‏ مختصر و جامعی که می‏توان از «زنجیره تأمین» ارائه داد، عبارت است از: مشتمل است برتمام‏ فعالیتهای مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به‏ مصرف‏کننده نهایی و نیز جریانهای اطلاعاتی‏ مرتبط با آنها. تعاریف گوناگون دیگری نیز از زنجیره تأمین ارائه شده است که در زیر به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم :
شبکهای از کارخانجات موثر در تحویل محصول یا خدمت به مشتری نهایی بصورت جریانات مرتبط از تأمین مواد اولیه تا تحویل نهایی (الرام).
شبکهای از تولیدکنندگان و محل‌های توزیع که مواد خام (اولیه) را بدست می‌آورند ، انتقال آنها به لایه میانی و محصول نهایی به محل‌های توزیع و در نهایت توزیع محصول نهایی به مشتریان (لی و بیلینگتون).
مجموعهای از موجودیت‌ها شامل تأمین‌کنندگان، ارائه‌دهندگان خدمات پشتیبانی، تولید‌‌کنندگان، توزیع‌کنندگان و فروشندگان از طریق جریان مواد اولیه، محصولات و اطلاعات (کوپزاک).
زنجیره تأمین بر تمام فعالیتهای مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به مصرف‌کننده نهایی و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها مشتمل می‌شود . به طور کلی زنجیره تأمین زنجیره‌ای است که همه فعالیتهای مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد ، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرف‌کننده را شامل می‌شود . درباره‌ جریان کالا دو جریان دیگر که یکی جریان اطلاعات و دیگری جریان منابع مالی و اعتبارات است نیز حضور دارد (لاودن).
2-2-2. مدیریت زنجیره تامین
در دو دهه 60 و 70 میلادی ، سازمانها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش می‌کردند تا با استانداردسازی و بهبود فرایندهای داخلی خود محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند . در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ پیش‌نیاز دستیابی به خواسته‌های بازار و درنتیجه کسب سهم بازار بیشتری است. به همین دلیل سازمان ها تمام تلاش خود را بر افزایش کارایی معطوف می‌کردند . در دهه 80 میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان، سازمانها به طور فزاینده‌ای به افزایش انعطاف پذیرش در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقه‌مند شدند . در دهه 90 میلادی ، به همراه بهبود در فرایندهای تولید و به کارگیری الگوهای مهندسی مجدد، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرایندهای داخلی و انعطاف‌پذیری در توانایی‌های شـــــرکت کافی نیست بلکه تأمین‌کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند و توزیع‌کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکی با سیاست‌های توسعه بازار تولیدکننده داشته باشند ؛ با چنین نگرشی ، رویکردهای زنجیره تأمین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد .
مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه ‌سازی فعالیتهای زنجیره تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره در جهت دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام ، مشتمل می‌شود. بنابراین، مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرایند یکپارچه‌سازی فعالیتهای زنجیره تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آن از طریق بهبود و هماهنگ‌سازی فعالیت‌ها در زنجیره تامین تــــولید و عرضه محصول .
به عبارتی دیگر می توان مدیریت زنجیره تأمین را بدین صورت تعریف کرد که ، عبارتست از فرآیند برنامه ریزی، اجرا و کنترل عملیات مرتبط با زنجیره تامین در بهینه‌ترین حالت ممکن. مدیریت زنجیره تأمین دربرگیرنده تمامی جابجایی‌ها و ذخیره مواد اولیه، موجودی در حین کار و محصول تمام شده از نقطه شروع اولیه تا نقطه پایان مصرف می‌باشد. مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه سازی فعالیتهای زنجیره تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره در جهت دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام ، مشتمل می‌شود . بنابراین ، مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرایند یکپارچه‌سازی فعالیتهای زنجیره تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آن از طریق بهبود و هماهنگ‌سازی فعالیت‌ها در زنجیره تأمین تــــولید و عرضه محصول. برای بررسی یک سازمان منحصر به فرد در چارچوب این تعاریف باید هر دو شبکه تأمین‌کنندگان و کانال‌های توزیع در نظر گرفته شوند. تعریف ارائه شده برای زنجیره تأمین موضوعات مدیریت سیستم‌های اطلاعات، منبع‌یابی و تدارکات ، زمان‌بندی تولید، پردازش سفارشات، مدیریت موجودی ، انبارداری و خدمت به مشتری را دربر می‌گیرد .
برای مدیریت موثر زنجیره تأمین ضروری است که تامین‌کنندگان و مشتریان با یکدیگر و در یک روش هماهنگ و با شراکت و ارتباطات اطلاعاتی و گفت‌وگو با یکدیگر کار کنند. این امر یعنی جریان سریع اطلاعات در میان مشتریان و عرضه‌کنندگان ، مراکز توزیع و سیستم‌های حمل‌ونقل ، بعضی از شرکت‌‌ها را قادر می‌سازد که زنجیره‌های عرضه بسیار کارایی را ایجاد نمایند . عرضه‌کنندگان و مشتریان باید اهداف یکسان داشته باشند؛ عرضه‌کنندگان و مشتریان باید اعتماد متقابل داشته باشند. مشتریان در زمینه کیفیت محصولات و خدمات به تأمین‌کنندگان خود اعتماد می‌کنند. علاوه بر آن عرضه‌کنندگان و مشتریان باید در طراحی زنجیره تامین برای دستیابی به اهداف مشترک‌ و تسهیل ارتباطات و جریان اطلاعات با یکدیگر شریک شوند. بعضی شرکت‌ها کوشش می‌کنند تا کنترل زنجیره تأمین خود را با کنترل عمومی عمودی و با استفاده از مالکیت و یکپارچگی تمام اجزای مختلف در امتداد زنجیره تامین از تهیه مواد و خدمات تا تحویل محصول نهایی و خدمت به مشتری، به دست آورند . اما حتی با این نوع ساختار سازمانی، فعالیتهای مختلف و واحدهای عملیاتی ممکن است ناهماهنگ باشند . ساختار سازمانی شرکت باید بر هماهنگی فعالیتهای مختلف برای دستیابی به اهداف کلی شرکت تمرکز کند .
2-2-3. زنجیره ارزش، عرضه و تقاضا
به زنجیره تأمین گاهی اوقات زنجیره های ارزش اشاره می شود، همانطور که کالا ها و خدمات به وسیله زنجیره پیشرفت کرده و به جلو می روند ارزش آن ها نیز بیشتر می شود. زنجیره های عرضه یا ارزش معمولا به جای اینکه تنها یک سازمان را شامل شوند سازمان های تجاری جداگانه ای را در بر گرفته اند. به علاوه زنجیره عرضه یا ارزش برای هر سازمانی دارای دو بخش است : بخش عرضه و بخش تقاضا.بخش عرضه از شروع زنجیره (ابتدای زنجیره) آغاز شده و با عملیات داخلی سازمان ادامه می یابد. بخش تقاضا در زنجیره از نقطه ای که ستاده سازمان به مشتری بلافاصله آن تحویل داده می شود شروع شده و به مشتری نهایی در زنجیره پایان می یابد. زنجیره تقاضا عبارتست از بخش فروش و توزیع در زنجیره ارزش. طول و اندازه هر بخش وابسته به مکانی است که یک سازمان خاص در زنجیره قرار دارد. سازمانی که به مشتری نهایی نزدیکتر است، بخش تقاضای آن کوتاهتر و بخش عرضه آن طولانی تر است. همه سازمان ها بدون توجه مکانی که در زنجیره قرار دارند، باید با مباحث و موضوع هایی عرضه و تقاضا سر و کار داشته باشند. هدف مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از مرتبط کردن همه بخش های زنجیره تأمین (عرضه) به طوری که تقاضای بازار تا اندازه ممکن به طور کارا و موثر در سرتاسر زنجیره برآورده شود. این مستلزم تطابق عرضه و تقاضا در هر مرحله از زنجیره است. باید این نکته را نیز توجه کرد که به استثناء تأمین کنندگان (مواد اولیه) و مشتریان نهایی، سازمان ها در یک زنجیره تأمین هم مشتری و هم تأمین کننده هستند [3] .
2-2-4. نیاز به مدیریت زنجیره تأمین
تشدید صحنه رقابت جهانی در محیطی که بصورت دائم در حال تغییر است، ضرورت واکنش های مناسب سازمان ها وشرکتهای تولیدی ـ صنعتی را دو چندان کرده و بر انعطاف پذیری آنها با محیط نامطمئن خارجی پای می فشارد و سازمانهای امروزی در عرصه ملی و جهانی به منظور کسب جایگاهی مناسب و حفظ آن، نیازمند بهره گیری از الگوی مناسبی همچون مدیریت زنجیره تأمین در راستای تحقق مزیت رقابتی و انتظارات مشتریان هستند. مشتریان در سازمانهای امروزی در تولید کالا و ارائه خدمت، رویه های انجام امور و فرایند ها، توسعه دانش و توان رقابتی همراه و همگام اعضای سازمان می باشند. مدیریت موثر زنجیره تأمین از عوامل اصلی بقا می باشد، ضمن آنکه استفاده از فناوری اطلاعات در فعالیتهای زنجیره تأمین پتانسیل ایجاد ارزش را در زنجیره افزایش داده است. به طور کلی مدیریت زنجیره تأمین بر افزایش انطباق پذیری و انعطاف پذیری شرکت ها تاکید دارد و دارای قابلیت واکنش و پاسخ سریع و اثر بخش به تغییرات بازار است. به عبارت دیگر مدیریت زنجیره تأمین، مجموعهای از روشهای مورد استفاده برای یکپارچگی موثر و کارای تأمین کنندگان، تولید کنندگان، انبارها و فروشندگان، به نحوی که به منظور حداقل کردن هزینههای سیستم و تحقق نیازمندیهای خدمات، کالاها به مقدار صحیح در مکان مناسب و در زمان مطلوب تولید و توزیع گردند، به عبارت دیگر مدیریت جریان مابین مراحل مختلف در یک زنجیره با هدف حداکثر کردن سودمندی کل می باشد.
یکی از مهمترین مباحثی که در مدیریت زنجیره تأمین بسیار حائز اهمیت می باشد و درک آن به عنوان یکی از مبانی مهم و اساسی در این حوزه ضروری است، شناخت سطوح مختلف تصمیم گیری در مدیریت زنجیره تأمین می باشد که در زیر به طور خلاصه به آن اشاره شده است :
1) سطح راهبردی : مسأله طراحی زنجیره تأمین راهبردی شامل تصمیم گیری درباره تعداد و مکان زیر ساخت ها و همچنین اندازه و فناوری استفاده از زیرساخت ها در بعد تصمیمات جایابی است. در بعد تولید شامل تصمیماتی چون : چه محصولاتی تولید شود ؟ کدام کارخانه آنها را تولید کند ؟ تخصیص تهیه کنندگان مواد اولیه به کارخانجات، تخصیص کارخانه ها به مراکز توزیع و تخصیص مراکز توزیع به مشتری نیز از این گونه تصمیمات است. در بعد تصمیمات حمل ونقل، تصمیماتی همچون انتخاب روش حمل و نقل، تصمیماتی همچون انتخاب روش حمل و نقل : هوایی، دریایی، راه آهن، یا جاده ای که با توجه به موازنه هزینه و منفعت به دست آمده است، ( جانج و دیگران، 2002) و حجم حمل و نقل میان زیر ساخت های توزیع صورت می گیرد. درمورد مدل های راهبردی لازم است به چند مفهوم به کار رفته در این مدل ها اشاره کنیم. مفهوم زیرساخت ها شامل ماهیت هایی از قبیل کارخانه ها، مراکز توزیع، انبارها، بازارهای خرده فروشی، مدارس، بیمارستان ها و پایانه های رایانه ای است. وقتی هر زیر ساخت دارای ظرفیتی محدود است مسأله به مساله مکان یابی زیر ساخت با ظرفیت [محدود] اشاره دارد ( جایارامان و پیرکول، 2001).
2) سطح عملیاتی : تصمیمات در این سطح دارای افق زمانی محدودتری نسبت به تصمیمات سطح راهبردی است. درحوزه تولید شامل تصمیماتی چون زمانبندی تولید، نگهداری ابزارآلات، توازن بازدهی اندازه گیری کنترل کیفیت مقدار اقتصادی تولید هر کدام از محصولات، دوره های زمانی تولید و دوره تناوب خرید هر کدام از مواد اولیه از هر عرضه کننده است ( میر غفوری، 1382). در بُعد موجودی تصمیماتی چون؛ تعیین سطح بهینه سفارش مجدد، تعیین سطوح ذخیره ایمنی ( الوانی و میر شفیعی، 1378 ) ، در بُعد تصمیمات حمل و نقل، مقدرا و دوره تناوب اقتصادی توزیع محصولات تولیدی به هر کدام از مراکز توزیع و مناطق مشتریان ( باتلر، 2003 ).
2-2-5. شبکه زنجیره تأمین
بطور کلی یک شبکه عمومی زنجیره تأمین شامل چهار جزء (سطح) اصلی خرید، تولید، توزیع و مشتری می باشد. نخستین جزء شبکه زنجیره تأمین شامل تأمین کنندگان می باشد که کالاها وخدمات را برای چندین کارخانه فراهم می کنند. این شبکه شامل همه تأمین کنندگان مواد اولیه، تولید کنندگان قطعات وهرعرضه ای به کارخانه است. دومین جزء شامل کارخانه ها است که تغییر شکل مواد اولیه به محصول نهایی توسط آن ها اتفاق می افتد. سومین جزء شبکه شامل مراکز توزیع است که محصولات نهایی از کارخانه ها به این مراکز ارسال می شوند و آخرین جزء شامل مشتریان است. البته ممکن است که شبکه زنجیره تأمین شامل اجزای دیگری مانند خرده فروشان نیز باشد. یکی دیگر از مباحث مهم در حوزه زنجیره تأمین و به خصوص در طراحی و مدلسازی آن، شناخت انواع شبکه های زنجیره تأمین می باشد که می توان آن ها را به صورت زیر دسته بندی نمود :
شبکه سری : در اینجا ساده ترین حالتی که چند سطح وجود دارد را بیان می کند که در هر سطح از زنجیره یک بنگاه وجود دارد و این بنگاه ها بصورت سری با هم در ارتباطند.
شبکه واگرا : تعدادی از محققان سیستم های پیشرفته تری از سیستم های سری را مطالعه کرده اند. در این حالت هر بنگاه محصول خود را به چندین بنگاه عرضه می کند. بعنوان مثال یک انبار مرکزی، کالاهای مورد نیاز چند توزیع کننده منطقه ای را تأمین می نماید.
شبکه همگرا : این حالت غالباً به مونتاژ قطعات برای تولید محصول نهایی است بعنوان مثال چند تامین کننده با یک کارخانه در ارتباطند.
شبکه مختلط : این شبکه حالت عمومی زنجیره تامین می باشد و ترکیبی از شبکه های فوق است که در هر سطح از زنجیره چندین بنگاه وجود دارد. مجموعه بنگاه هایی که از شروع تا انتهای زنجیره با هم در ارتباطند دامنه زنجیره تامین را تشکیل می دهند. در شبکه زنجیره تأمین مختلط ، دامنه از بنگاه مواد اولیه تا بنگاه خرده فروش می باشد. در حالت کلی بنگاه های مشابه در زنجیره تأمین را یک سطح از زنجیره می نامند.
طراحی شبکه زنجیره تأمین یکی از مسائل کلیدی در برنامه‌ریزی استراتژیک زنجیره تأمین می‌باشد. یک طراحی مناسب شبکه زنجیره تأمین منجر به دستیابی به یک ساختار بهینه می‌شود که این امر مدیریت موثر و رقابتی زنجیره تأمین را امکان‌پذیر می‌نماید.
2-3. مروری بر تحقیقات پیشین
در این قسمت، ابتدا مروری کلی و گذرا بر برخی از مطالعات و تحقیقات انجام شده توسط تعدادی از محققین و پژوهشگران در حوزه مدل سازی و طراحی شبکه های زنجیره تأمین و همچنین روش های مختلف به کار گرفته شده برای حل این گونه مدل ها می اندازیم و در ادامه نیز به طور کامل تری به بررسی برخی از آن ها می پردازیم.
مدیریت زنجیره تأمین از اوایل دهه 1980 مورد توجه محققان قرار گرفت. پیشرفت سریع فناوری‌های ارتباطی و جهانی شدن اقتصاد موجب گردید تا شرکت‌های تجاری به دنبال کسب سود بیشتر، بخشی از مراحل تولید را برون سپاری نمایند. وجود نیروی کار ارزان، مواد اولیه مرغوب و عدم الزامات قانونی در برخی از کشورها همچون شرق آسیا موجب گردید تا زنجیره‌های تأمین از مقیاس کشور و منطقه‌ای فراتر رفته و جهانی شود. از این رو در پایان قرن بیستم محققان بسیاری مطالعات خود را بر توسعه مفاهیم و ساختارهای زنجیره‌های تأمین متمرکز کردند.
مطالعات بسیاری در ارتباط با طراحی زنجیره تأمین با پارامتر های قطعی وجود دارد (بیدهاندی و همکاران،2009) و (رضا پور و زنجیرانی فراهانی ،2010). با این حال در مسائل واقعی، عدم قطعیت های عملیاتی و تجاری زیادی از قبیل تقاضای مشتریان، قیمت محصول، هزینه های عملیاتی ، ظرفیت های تسهیلات و ... وجود دارد. علاوه براین عدم قطعیت ها می تواند در هر دو سطح استراتژیک و تاکتیکی رخ دهد. به عنوان مثال در برنامه ریزی سطح تاکتیکی، توزیع مواد اولیه و محصولات نهایی چندین مقاله وجود دارد (لی و همکاران ،2000)و (لاندگهم و نمایل ،2002). همچنین در سطح استراتژیکی مقالات بسیاری در ارتباط با تصمیمات در مورد محل اجزاء زنجیره تأمین وجود دارد که یک مطالعه جامع نیز در این مورد صورت گرفته است (اشنایدر ،2006). علاوه بر این، در سطح استراتژیک مقالات بسیاری در طراحی شبکه زنجیره تأمین وجود دارد (کلیبی و همکاران ،2010). در این حوزه، برخی مقالات فقط با یک پارامتر تصادفی مانند تقاضا در ارتباط بوده اند (چونگ و همکاران 1996). در حالیکه افراد دیگر بیش از یک پارامتر تصادفی را در نظرگرفتند. (صبری و همکاران ، 2000) که به طور همزمان هزینه تولید، هزینه تحویل و تقاضا را به عنوان پارامترهای تصادفی در نظر گرفته اند.( گوتیرز و همکاران ،1996) یک مساله طراحی شبکه با محدودیت ظرفیت را در نظرگرفتند که مدل MILP بوده و تابع هدف آن هزینه های استراتژیکی و عملیاتی را می نیمم می کرد. همچنین از الگوریتم بندرز برای حل آن استفاده کردند. (میرحسنی و همکاران، 2000) یک شبکه چند محصولی و چند لایه ای را طراحی کردند. متغییر مرحله اول را عدد صحیح و متغییر مرحله دوم را پیوسته در نظر گرفتند. همچنین آن ها برای حل این مساله از دو مدل و تکنیک استفاده کردند . در مرحله اول از تجزیه و تحلیل "wait and see"و سپس از روش TSA استفاده کردند. (تسیاکیس و همکاران،2001) نیز یک شبکه چند محصولی و چند پله ای طراحی کردند. در این مدل مکان های تولید و مشتریان داده شده بود و هدف مکان یابی انبارها و مراکز پخش به منظور حداقل کردن هزینه های عملیاتی و استراتژیکی کل بوده است. (آلونسو و همکاران،2002) یک مدل تصمیم گیری دو مرحله ای را در مورد مکان های تولید، ظرفیت تولید، انتخاب محصول و تخصیص آن ارائه کردند. تابع هدف مدل مذکور، ماکزیمم سازی سود فروش به وسیله کم کردن هزینه های سرمایه گذاری و عملیاتی می باشد. همچنین در این مقاله تقاضا، قیمت محصول، هزینه تولید و تهیه مواد اولیه به صورت پارامترهای تصادفی در نظر گرفته شده اند. (سانتوسو و همکاران،2005) یک مدل دو مرحله ای جهت طراحی یک شبکه با مقیاس بزرگ ارائه دادند. هدف از این مدل تعیین مکان تسهیلات و تصمیم گیری در مورد این که کدام ماشین در هر تسهیلات باید در فرایند تولید شرکت داشته باشد تا تابع هدف می نیمم شود، بوده است. روش حل این مدل بر اساس ترکیب الگوریتم بندرز با روش SAA می باشد. در ادبیات، بخش کمی از مقالات مدل های چند هدفه با پارامتر های غیر قطعی را در طراحی مسائل شبکه زنجیره تأمین در نظر گرفتند. (لیم و همکاران،2007) از یک مدل چند مرحله ای که توابع هدف آن شامل حداقل کردن ریسک و حداکثر کردن سود بوده،استفاده کردند.(آزارون و همکاران،2008) در مدل خود تقاضا، هزینه توزیع ،هزینه موجودی خارجی و هزینه توسعه ظرفیت را به طور تصادفی در نظر گرفتند. آنها از سه تابع هدف برای ایجاد یک مدل قوی استفاده کردند. تابع هدف اول شامل حداقل کردن هزینه های سنتی کل سرمایه گذاری ،توزیع،موجودی خارجی و توسعه ظرفیت می باشد. تابع هدف دوم شامل حداقل کردن واریانس هزینه کل و در نهایت تابع هدف سوم شامل حداقل کردن ریسک مالی می باشد. در ادامه به توضیحات جامع تر در مورد تحقیقات صورت گرفته در ای حوزه می پردازیم .
فولیا آلتیپارماک و همکاران [4] برای حل مساله طراحی شبکه زنجیره تامین چند محصولی یک الگوریتم ژنتیک یکنواخت (دائمی) که شامل ساختار جدید رمز گذاری برای طراحی شبکه زنجیره تامین تک منبعی ، چند محصولی و چند مرحله ای است، ارائه کردند. آنها برای بررسی کارایی الگوریتم، نتایج حاصل از الگوریتم را با نرم افزار CPIEX ،الگوریتم ابتکاری لاگرانژین ،الگوریتم ترکیبی ژنتیک و الگوریتم باز پخت شبیه سازی شده مقایسه نمودند.
سجادی و داوود پور [5] مساله طراحی شبکه زنجیره تأمین دو پله ای را در محیطی معین، تک پریودی و چند محصولی مطرح نمودند. مساله آن ها شامل سطوح تاکتیکی و استراتژیک برنامه ریزی زنجیره تأمین (مکان یابی کارخانه های تولیدی و انبار های مراکز توزیع، تخصیص تقاضای مشتریان به انبار های مراکز توزیع و تخصیص مراکز توزیع به کارخانه ها در مد لهای مختلف) بوده و آن ها یک مدل ریاضی برنامه ریزی عدد صحیح مختلط با هدف کمینه سازی کل هزینه شبکه که شامل هزینه حمل و نقل، زمان تقدم، هزینه نگهداری موجودی و هزینه های عملیات و تاسیس تسهیلات است، ارائه کردند .آنها برای حل مساله مورد بررسی شان الگوریتم لاگرانژ بر پایه الگوریتم حل ابتکاری برای یک مورد مطالعاتی واقعی ارائه نمودند.
اکسو و همکاران [6] یک مدل ریاضی غیر خطی عدد صحیح مختلط برای مسأله طراحی شبکه زنجیره تامین چند هدفه تحت محیط فازی ارائه داده و کابرد آن را در یکی از صنایع کشور چین بررسی کرده اند. در کار آنها ابتدا مدل به یک مدل غیر خطی عدد صحیح مختلط چند هدفه معین تبدیل شده و سپس سه الگوریتم بر اساس الگوریتم ژنتیک ارائه می شود.اهداف مورد بررسی توسط آن ها در این مساله عبارتند از : حداکثر کردن رضایت مشتریان و حداقل نمودن هزینه های حمل و نقل بین تسهیلات و مشتریان، آن ها برای کارایی سه الگوریتم پیشنهادی، نتایج این الگوریتم ها را با نتایج عددی موجود در آن کارخانه مقایسه کردند.
پیشوایی و ترابی [7] به بررسی مساله طراحی شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته و محصور پرداختند. آنها با توجه به اهمیت این مساله در محیط های تولیدی و تجاری به بررسی این مساله در محیط های نامعین پرداخته و روش های برنامه ریزی امکان پذیر را در این محیط مطالعه کردند. بررسی آن ها نشان داد به دلیل شرایط نا معین وجود ریسک در چنین شبکه هایی نیاز مبرم به سیستم تصمیم گیری جهت غلبه بر ریسک های ناشی از پارامتر های نا معین وجود دارد. به دلالیل ذکر شده آن ها یک مدل ریاضی عدد صحیح مختلط امکان پذیر دو هدفه برای مساله مذکور ارائه کردند. مدل پیشنهادی آن ها شامل تصمیم گیری در شبکه های زنجیره تأمین معکوس و تصمیم گیری شبکه استراتژیک با جریان تاکتیکی جهت جلوگیری از بهینه های محلی در هر دو قسمت است. آن ها برای حل مسأله مورد بررسی از روش های حل فازی عکس العمل که از ترکیب روش های حل موجود در تحقیقات پیشین بدست آمده، استفاده کردند.
آلتیپارماک و همکاران [8] به بررسی مساله شبکه زنجیره تأمین چند هدفه پرداخته و برای حل مسأله الگوریتم ژنتیک را ارائه کردند که این الگوریتم بر پایه آرشیو پارتو بوده و به جستجوی جمعیتی از جواب های سطح یک نزدیک بهینه برای مساله موجود می پردازد. در الگوریتم آن ها برای بررسی فضای بزرگتری از جواب های شدنی ، جهت ارزیابی جواب ها از دو روش مختلف وزنی استفاده شده است.
چانگ یانگ [9] یک الگوریتم ژنتیک که با مفاهیم تکاملی و ارضاء محدودیت منطبق شده بود برای حل مساله طراحی شبکه زنجیره تأمین مطرح نمود. الگوریتم وی ترکیبی از دو حالت تکاملی که با معیار های مختلف و تغیرات پویا منطبق بوده و جهت ارضاء محدودیت ظرفیت در فضای جواب می باشد که این ترکیب به سرعت یافتن جوابی که مسأله طراحی شبکه زنجیره تامین را حل می کند، کمک می کند. در مجموع وی برای حل مدل ریاضی، یک الگوریتم ژنتیک ساده ، الگوریتم ژنتیک تکاملی، الگوریتم ژنتیک ارضاء محدودیت و الگوریتم ژنتیک محدود تکاملی را برای حل مساله انتخاب نموده و نتایج این الگوریتم ها و زمان حل آن ها را با هم جهت تعیین کارایی الگوریتم پیشنهادی مقایسه نموده است.
پیشوایی و ربانی [10] مسأله طراحی شبکه زنجیره تأمین چند مرحله ای واکنشی را تحت دو حالت حمل مستقیم آزاد و حل مستقیم ممنوع مطرح نمودند .آن ها در کارشان دو مدل ریاضی عدد صحیح مختلط برای دو حالت مورد بررسی ارائه داده و سپس برای رهایی از پیچیدگی مدل برنامه ریزی عدد صحیح مختلط، روش تئوری گراف را برای مطالعه ساختار مساله مطرح نمودند. برای اثبات کارایی الگوریتم پیشنهادی، نتایج الگوریتم شان را با نتایج دقیق تجاری مقایسه نمودند.
ملو و همکاران [11] به مطالعه مسأله طراحی مجدد شبکه زنجیره تأمین چند رده ای و چند محصولی پرداختند. در واقع مساله طراحی مجدد شامل لغو مکانیابی فعلی تسهیلات و تخصیص تسهیلات به مکان های جدید تحت محدودیت های بودجه ، افق برنامه ریزی ، تهیه کادر ها توسط تسهیلات ، سطح موجودی در انبارها و جریان محصولات در شبکه است. آن ها برای این مساله، مساله برنامه ریزی عدد صحیح خطی ارائه داد و از آنجایی که این مساله جزء مسائل سخت دسته بندی می شود، برای حل آن یک الگوریتم جستجوی ممنوع جهت استخراج و اکتشاف فضای جواب ارائه داده و تغییرات را در ساختار شبکه که شامل مکان یابی مجدد است تجویز می کنند.
پیشوایی و رزمی [12] برای طراحی شبکه زنجیره تأمین محیطی تحت داده های ورودی نامعین یک روش برنامه ریزی ریاضی فازی چند هدفه ارائه کردند. مدل ارائه شده توسط آن ها قادر است به کمینه سازی تاثیرات محیطی چند تایی در کنار کمینه سازی هزینه ها برای ایجاد تعادل بین آن ها رسیدگی کند. آن ها یک روش برپایه جریمه چرخه حیات جهت جریمه و محدود کردن تاثیرات مختلف محیطی برای شبکه زنجیره تأمین بکار بردند. همچنین برای حل مدل مورد نظرشان، روش فازی انفعالی را ارائه کردند.
طالعی زاده و همکاران [13] مسأله شبکه زنجیره تأمین را که شامل چند خریدار،چند فروشنده، چند محصول و چند محدودیت است بررسی کرده و برای حل مساله مورد نظر الگوریتم جستجوی هارمونی را ارائه دادند. در این مدل چند محصولی، هر خریدار ظرفیت خرید محدود داشته و هر فروشنده نیز دارای ظرفیت محدود انبار جهت نگهداری محصولات است. میزان تقاضای مشتریان برای هر محصول و زمان تقدم بصورت تصادفی در نظر گرفته شده است. همچنین در مدل آن ها محصولات در چندین بسته از پیش تعیین شده بسته بندی خواهد شد و محدودیت نرخ سرویس دهی برای هر خریدار یا مشتری در نظر گرفته شده است. هدف در این کار تعیین نقاط سفارش مجدد، موجودی، تعداد وسایل حمل و نقل و ظرفیت هر کدام از وسایل حمل و نقل بطوری که در نهایت هزینه کلی در شبکه زنجیره تامین کمینه گردد. آن ها یک مدل برنامه ریزی ریاضی غیر خطی عدد صحیح ارائه داده و این مدل را با استفاده از الگوریتم جستجوی هارمونی حل نموده و نتایج حاصل از این الگوریتم را با الگوریتم ژنتیک مقایسه نمودند .
چن لیانگ و لی چنگ [14] یک مسأله طراحی شبکه زنجیره تأمین چند محصولی ، چند مرحله ای با در نظر گرفتن چند هدف و با تقا ضا و قیمت نا معین مطالعه نمودند. درمدل آن ها، تقاضای نا معین به صورت تعدادی سناریو مجزا با توزیع های احتمال مشخص و مجموعه های فازی که قیمت های ناسازگار فروشندگان و خریداران را توضیح می دهد، مدل شده است. آن ها یک مدل ریاضی غیر خطی اعداد صحیح مختلط با اهداف ماکزیمم سازی توزیع مناسب سود بین همه شرکا، ایجاد سطح موجودی ایمن، ماکزیمم سازی سطح سرویس دهی به مشتریان و استواری تصمیم گیری و سطح توافق بر روی قیمت محصولات ارائه کردند.
لینگ و وانگ [15] مسأله شبکه زنجیره تأمین با عرضه و تقاضای نا معین که شامل استراتژی تخفیف، موجودی و عرضه مرکزی است را مورد بررسی قرار دادند. آن ها روش های جستجوی چند عملگری موازی و جستجوی تک عملگری را برای حل این مساله ارائه دادند.
پاک سوی و چانگ [16] به مطالعه مسأله طراحی شبکه زنجیره تأمین چند مرحله ای، چند دوره ای و چند آرمانی با انبار های موقت که می توانند در چند هفته یا چند ماه باز باشند یا بصورت فصلی باز هستند، پرداختند.آن ها برای حل این مساله یک مدل ریاضی خطی عدد صحیح 0 و 1 مختلط ارائه کردند. این مدل شامل انتخاب بازارهای فصلی و تخصیص تقاضا به شبکه زنجیره تأمین با سه هدف یا آرمان است. هدف اول کمینه کردن مجموع هزینه های حمل و نقل در همه مراحل است، هدف دوم کمینه سازی هزینه تاسیس بازار های فصلی است و هدف سوم کمینه سازی هزینه نگهداری موجودی است.
رضا پور و فراهانی زنجیرانی [17] مسأله طراحی استراتژیک شبکه زنجیره تأمین متمرکز با تقاضای معین را بررسی کردند و برای این مساله یک مدل متوازن با وجود یک زنجیره رقیب ارائه دادند.
گاموس و همکاران [18] یک مدل کامل شبکه زنجیره تدمین سه رده ای با فرض تقاضای نامعین را بررسی کردند و برای این مسأله مدل ریاضی خطی عدد صحیح مختلط ارائه کردند و برای حل این مساله ترکیب دو روش فازی و شبکه عصبی را بکار بردند .
وانگ و همکاران [19] الگوریتم کلونی مورچگان را در دو فاز طراحی کردند و برای حل مساله طراحی شبکه زنجیره تأمین چند رده ای معیوب بکار بردند.آن ها در این مساله به انتخاب شریک و برنامه ریزی توزیع و تولید در شبکه زنجیره تأمین با در نظر گرفتن هزینه تولید و حمل ونقل کالا پرداختند. برای این مسأله یک مدل ریاضی ارائه داده و برای حل مسائل با اندازه های بزرگ از الگوریتم کلونی مورچگان دو فاز استفاده کرده اند. در نهایت برای اثبات کارایی الگوریتم پیشنهادی، نتایج حاصل از الگوریتم را با نتایج الگوریتم کلونی مورچگان تک فاز مقایسه نموده اند.
پیشوایی و همکاران [20] یک روش بهینه سازی قوی را برای حل مساله طراحی شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته با پارامتر های نا معین پیشنهاد کردند. آن ها در کارشان ابتدا یک مدل ریاضی خطی عدد صحیح مختلط مطرح نموده و سپس یک رو نوشت قوی از مدل یرنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط بوسیله توسعه قوی تئوری بهینه سازی را مطرح نموده اند. در نهایت برای اثبات کارایی روش بهینه سازی پایدار ارائه شده، نتایج حاصل از این الگوریتم را با نتایج حاصل از روش دقیق مدل ریاضی مقایسه نمودند.
کاستا و همکاران [21] یک روش رمز گذاری و رمز گشایی به همراه ژنتیک جهت کمینه سازی هزینه های حمل و نقل ، هزینه نصب و جایابی تسهیلات برای مسأله تک محصولی و سه مرحله ای طراحی شبکه زنجیره تأمین پیشنهاد دادند. روش آن ها شامل یک تابع تخصیص مناسب تقاضا است که از ایجاد جریان غیر موجه محصولات در مرحله کارخانه به مراکز توزیع جلوگیری می کند.
هامداچ و همکاران [22] به بررسی مساله شبکه زنجیره تأمین متوازن چند مرحله ای با محدودیت ظرفیت و استراتژی در آمدزایی پرداختند. این مساله دارای سه مرحله کارخانه، مراکز توزیع و مشتریان بوده و به تعیین طرح بهینه برنامه ریزی چند مرحله ای می پردازد. آن ها از یک مفهوم جدید درآمدزایی برای مدل کردن رفتار فروشندگان و مشتریان در یک شبکه زنجیره تأمین استفاده کرده اند.
نپال و همکاران [23] به مساله چند هدفه انطباق معماری محصول با شبکه زنجیره تأمین پرداختند. آن ها برای حل مورد بررسی از منطق فازی استفاده کرده و مدل بهینه سازی را بصورت برنامه ریزی آرمانی با دو هدف کمینه سازی هزینه و حداکثر کردن میزان انطباق مدل سازی نمودند و مدل پیشنهادی را با الگوریتم ژنتیک حل کردند.
پیشوایی و همکاران [24] مسأله طراحی شبکه زنجیره تأمین مسئول گروهی را تحت شرایط نا معین بررسی کردند. آنها ابتدا یک مدل ریاضی دو هدفه با هدف کمینه کردن هزینه های شبکه و حداکثر سازی مسئولیت گروهی زنجیره تأمین مطرح کرده و سپس یک روش برنامه ریزی امکان پذیر را برای حل مدل پیشنهاد کردند.
ملو و همکاران [25] به بررسی تحقیقات پیشین در زمینه طراحی شبکه زنجیره تأمین پرداختند. آن ها ویژگی های اساسی مساله شبکه زنجیره تأمین مانند برنامه ریزی استراتژی های زنجیره تأمین، مکان یابی و طراحی شبکه زنجیره تأمین با توجه به ماهیت ظرفیت، تقاضا و ... را مطالعه نمودند. آن ها روش های حل مساله مانند لجستیک معکوس و سایر روش ها را نیز بررسی کرده و در نهایت پیشنهاد هایی جهت تحقیقات در آینده ارائه کردند.
رضا پور و همکاران [26] به بررسی مسأله شبکه زنجیره تأمین رقابت انحصاری با قیمت های متغییر پرداختند. این مدل به طراحی عملیات زنجیره ای چند رده ای با وجود رقیبان و با این فرض که تقاضا معین و وابسته به قیمت باشد و رقبا نیز به نگهداری مشتریان جدید جهت در آمدزایی در آینده علاقه مند باشند، می پردازند. همچنین در این مدل فرض بر این است که ساختار رقبا یکسان بوده و تنظیم قیمت نیز امکان پذیر باشد .
چن و همکاران [27] به بررسی طراحی شبکه زنجیره تأمین چند محصولی، چند مرحله ای و چند سطحی پرداختند. در مساله مورد بررسی توسط آن ها فرضیات عبارتند از : چندین کارخانه در مکان های ثابت و چندین انبار و مرکز توزیع نیز در مکان های نامعین و نواحی مربوط به مشتریان موجود باشند، تقاضا نامعین و مدل در سناریوهای مجزا بررسی می شود. آن ها برای این مسأله ، مدل ریاضی خطی عدد صحیح مختلط با اهداف کمینه سازی هزینه کلی، حداکثر سازی ثبات تصمیم گیری درسناریو های محصولات مختلف، کمینه سازی آشوب های محلی و زمان حمل و نقل را پیشنهاد کردند. آن ها برای حل این مدل روش تصمیم گیری فازی در دو فاز را طراحی و اجرا نمودند.
جوجیاذیس و همکاران [28] به مطالعه طراحی بهینه شبکه های زنجیره تأمین تحت متغیرهای تقاضای نا پایدار نا معین پرداختند. کار آن ها شامل طراحی مدل ریاضی برای طراحی شبکه زنجیره تأمین با تسهیلات چند منظوری با منابع تولید مشترک، انبار ها ، مراکز توزیع و نواحی مشتری و عملیات با زمان های مختلف است. آن ها برای این مساله مدل ریاضی خطی برنامه ریزی عدد صحیح مختلط ارائه داده و مدل را به وسیله الگوریتم شاخه و حد استاندارد حل نموده اند.
سینترون و همکاران [29] مدل ریاضی خطی عدد صحیح مختلط چند هدفه برای بهترین طراحی شبکه زنجیره تأمین ارائه دادند. این مدل ساختار و پیکربندی بهینه کارخانه ها، مراکز توزیع و مشتریان را در شبکه زنجیره تأمین تعیین می کند. این مدل برای اخذ تصمیم های تاکتیکی برای تعیین جریان بهینه کالا از کارخانه به مشتریان طراحی شده است. محصولات را می توان از 1) مراکز توزیع 2) کارخانه ها 3) توزیع کنندگان مستقل که از مراکز توزیع کالا تهیه می کنند
4) توزیع کنندگان مستقل که از کارخانه های تولیدی کالا تهیه می کنند، تهیه کرد. مدل ارائه شده برای هر مشتری یا توزیع کننده بهترین روش تهیه کالا را با توجه به معیار های سود، زمان بیکاری ، توانایی ،کارایی و شهرت توزیع کننده تعیین می کند.
نیکل و همکاران [30] مسأله طراحی شبکه زنجیره تأمین چند محصولی و چند سطحی را بررسی نموده و در این مساله چندین جنبه عملی مانند تصمیم گیری های مالی توسط مدیرت زنجیره تأمین و مدیریت ریسک را مطالعه نمودند. تصمیم گیری ها در شبکه زنجیره تأمین مورد بررسی شامل مکان یابی تسهیلات، جریان کالا ها در سطوح مختلف و سرمایه گذاری در شبکه می باشند.
ونگداتسانیکورن و همکاران [31] پروسه تصمیم گیری مارکو چند زمانه را برای بررسی مدل رشد شبکه استراتژیک زنجیره تأمین معکوس مطالعه نمودند. آن ها در کارشان برای حل مدل از روش های پویا، برنامه ریزی خطی استفاده نمودند. آن ها همچنین یک الگوریتم ابتکاری جهت حل مسائل با اندازه های بزرگ را پیشنهاد کردند .
جییاوو و همکاران [32] به مطالعه هماهنگی تصمیم گیری در زنجیره تأمین ، محصولات و پروسه ها پرداخته و این مسأله را بصورت مساله تخصیص بارگیری مدل کرده و یک روش بر اساس ارضاء محدودیت ها ارائه دادند.
محمدی بید هندی و همکاران [33] مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط برای حل مسأله طراحی شبکه زنجیره تأمین چند محصولی و تک دوره ای با پارامتر های معین که شامل سطوح استراتژیک و سطوح تاکتیکی برنامه ریزی شبکه زنجیره تأمین هستند، ارائه دادند. مدل به انتخاب مکان یابی، تخصیص و تعیین بازه جریان کالا می پردازد. آن ها علاوه بر مدل ریاضی یک روش جدید برای حل مدل پیشنهاد نمودند.

Related posts: