پژوهش user3-2088

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 18:09
جدول 3-3- ثوابت برازش شدۀ تابع توزیع پرکوش-یوییک برای سیستم کروی سخت، که برای محاسبه مقادیرyi,gi مورد استفاده قرار میگیرد...........................................................................................................................................................78جدول 3-4- پارامترهای ثابت مورد استفاده در انتگرالگیری گاوس-لژاندر.................................................................................82جدول 3-5- مقایسۀ فشار مخلوط هلیم و هیدروژن در این مطالعه با نتایج […]

  

سایت دانلود پژوهش ها و منابع علمی

سایت دانلود پژوهش ها و منابع علمی دانشگاهی فنی تخصصی همه رشته ها – این سایت صرفا جهت کمک به گردآوری داده ها برای نگارش پژوهش های علمی و صرفه جویی در وقت پژوهشگران راه اندازی شده است

پژوهش user3-2088

پژوهش user3-2088

پژوهش user3-2088

جدول 3-4- پارامترهای ثابت مورد استفاده در انتگرالگیری گاوس-لژاندر.................................................................................82
جدول 3-5- مقایسۀ فشار مخلوط هلیم و هیدروژن در این مطالعه با نتایج شبیه سازی مونت کارلو................................................87
مقدمه:
مسئله انحلال پذیری متقابل به عنوان تابعی از نسبت اجزای سازنده، دما و فشار در یک مخلوط برای طراحی دستگاهی جهت جداسازی یا ترکیب(تشکیل) یک فاز همگن بسیار مفید میباشد. همچنین شرایط با دما و فشار بسیار زیاد شرایط لازم برای تحقیق در مورد انفجارهای چگال را فراهم میآورد. محصورسازی اینرسی با تراکم سوخت تا چگالی زیاد و زمان محصورسازی بسیار کوتاه روشی متفاوت را برای دستیابی به همجوشی هستهای ایجاد می کند. در این روش با استفاده از تابش باریکه های لیزری پرقدرت و یا ذرات باردار پرانرژی که از شتابدهنده ها تولید می شوند، مواد همجوشی کننده را بهم نزدیک کرده و احتمال همجوشی را افزایش می دهند. برای این منظور ساچمه های بسیار کوچک (به قطر 1.0 تا چند میلیمتر) که حاوی سوخت همجوشی با چگالی حجمی هیدروژن مایع در حدود4.5× 1022 cm-3 و چگالی جرمی حدود 0.2 g .cm-3 ]1[ هستند، از جهات مختلف و بطور متقارن و همزمان تحت تابش پرتوهای لیزر با انرژی بالا و یا پالس شدیدی از ذرات شتابدار پر انرژی قرار می گیرند. در دما و فشار خیلی زیاد، اندازهگیری مستقیم به علت شرایط نامطلوب آزمایشگاهی امکان پذیر نمیباشد، از این رو، یک رهیافت تئوری، در صورتیکه اثرات دما (T) و فشار(P) بوضوح در فرمالیزم وارد شود، بر اساس تئوری مخلوط بسیار مورد سودمند است. برای تحت شوک قرار دادن مخلوط مورد نظر باید معادله حالت مخلوط معلوم باشد. لذا ما در این کار تحقیقاتی معادلۀ حالت مخلوط مایع D2-T2 در دمای پائین و فشار نسبتا بالا را مورد بررسی قرار دادهایم.
سیستم مخلوط D2-T2 به علت اهمیت زیاد از دیدگاه تئوری مورد توجه قرار گرفته است [4-2]. اجزاء سازندهای از این نوع بعنوان موادی که در دما و فشار زیاد خصوصیات مشخصی را بروز دهند شناخته شدهاند، زیرا در فشارهای زیاد این مخلوط جداشدگی فازی مایع-مایع را بروز میدهد. هر دوD2-T2 دارای برهمکنشهای جاذبه و دافعه پیچیدهای هستند [5]. از این رو نیروهای بین مولکولهای متفاوت در مخلوط نقش قابل توجهی [7و6] در شکل گیری خصوصیات آنها ایفا می کند. همچنین به علت جرم پایین این دو ذره تاثیرات کوانتمی را در دماهای پائین با اهمیت میگردد.
ما در این کار تحقیقاتی نظریه اختلال مکانیک آماری [8] را بر روی یک مخلوط دوتایی کروی سختبا تصحیحات لازم برای نیروهای جاذبه و اثرات کوانتمی مورد مطالعه قرار دادهایم. شعاع پوسته سخت وابسته به دما است، از این رو، حلالیت مخلوط D2-T2 را در بازه وسیعی از دما و فشار میتوان بدست آورد. پتانسیلهای با دافعه ملایم مانند باکینگهام exp-6 حقیقیتر از پتانسیلهای یوکاوا یا چاه مربعی میباشد و خواص ترمودینامیکی دقیقی را ارائه میدهد [8]. از اینرو برای رسم نمودار فاز مخلوط دوتایی مولکولهای کروی سخت از پتانسیل باکینگهام استفاده کردهایم [9]. همچنین برای بررسی اثر کوانتمی، تصحیح مرتبه اول بسط ویگنر-کریکوود [11و10] را اعمال خواهیم کرد. با احتساب بخشهای مختلف انرژی آزاد هلمهولتز، ما قادر به ارائه نسخه پیشرفتهتری از معادله حالت برای مطالعه عامل تراکم (Z) و دیگر پارامترهای ترمودینامیکی خواهیم بود. از این فرضیات برای تحقیق اثرات فشار و دما (T , P) روی خواص ترمودینامیکی مخلوط D2-T2 در بازه وسیعی از چگالی و نحوه ترکیب اجزای سازنده آن استفاده خواهیم نمود. علارغم ساختار ساده الکترونی هیدروژن و ایزوتوپهای آن، توصیف دقیقی از خصوصیاتشان در چگالیهای بالا تحت تراکم شوک و معادله حالت آنها در مخلوط در دست نیست اما به کمک بعضی مدلهای تقریبی وبا استغاده از تئوری اختلال و وردشی با تصحیح کوانتمی و پتانسیلexp-6 باکینگ هام برای استفاده در معادله شوک هیوگونیت برای مخلوط فوق استفاده نمودهایم. چن در سالهای 1999و2006 میلادی با استفاده از روش وردشی معادله حالت مخلوط D2 و H2 و He رابدست آورد و با نتایج تجربی چگالی مایع بدست آمده توسط شبیه سازی و آزمایشات نیلز در1980 مقایسه نمود ونشان داد که تئوری مورد استفاده با نتایج تجربی تطبیق خوبی دارد. در چند سال گذشته پیشرفت های چشم گیری به صورت تئوری و عملی در معادله حالت هیوگونیت دوتریم مایع وهلیم توسط ابلینگ و بولو در1991 میلادی و انجام گرفت. علی در 2004 میلادی بر روی مخلوط He-H2 با استفاده از روش اختلال مطالعاتی انجام داده و در مقایسه با نتایج تجربی در محدوده خاص این روش را تائید نمود. اما روش های تئوریکی هنوز کاملا قادر به توصیف این عناصر ساده در چگالی های بالا نمیباشند. ما نیز با استفاده از روش های فوق به بررسی معادله حالت مخلوط دو ذره ،D2-T2 میپردازیم. لذا ابتدا در فصل یک اصول و مبانی همجوشی هستهای را شرح داده و ارتباط مطالعۀ انجام شده را با همجوشی بیان میکنیم. سپس در فصل دوم به شرح اصولی که نظریه مورد استفادۀ ما بر آن استوار است میپردازیم. در فصل سوم نحوه استفاده از این نظریه در مخلوط مورد نظر را ارائه خواهیم نمود. و در نهایت نتایج خود را با نتایج نظریات دیگر و شبیه سازی مقایسه کرده و پارامترهای ترمودینامیکی دیگر مربوط به مخلوط دوتریوم و تریتیوم را محاسبه میکنیم.
فصل اول
مبانی همجوشی هستهای
فصل اول- مبانی همجوشی هستهای تولید انرژی به همان روشی که در خورشید انجام میگیرد برای مدت های طولانی رؤیای بشر بوده است. از اوایل قرن بیستم، دانشمندان دریافتند که منبع انرژی خورشید-همانند دیگر ستارگان- فرآیندی موسوم به همجوشی هستهای میباشد. تا سال 1950 هنوز فعالیتهای تحقیقاتی مقدماتی در این زمینه شروع نشده بود. اما امروزه کشورهای زیادی از تحقیق در ارتباط با همجوشی در جستجوی منبعی برای تولید انرژی پشتیبانی میکنند. انجام چنین تحقیقاتی بطور فزایندهای مهم است، زیرا مسئلۀ بحران انرژی روز به روز به موضوعی مهمتر بدل میشود.
امروزه استفاده از همجوشی بعنوان یکی از راه حلهای بحران انرژی مطرح است. بخصوص به این دلیل که مزیت های عدم آلودگی محیط زیست را در مقایسه با سوزاندن زغالسنگ و نفت یا رأکتورهای شکافت هستهای را داراست. همجوشی از این جهت که سوخت همجوشی قابل استخراج از آب دریاست، بسیار جذاب است، به طوریکه برای بیشتر کشورهای در جهان بطور مستقیم قابل دسترسی میباشد.
اگرچه پیشرفت های چشمگیری در علم همجوشی و تکنولوژی صورت گرفته، تا کنون هیچ رآکتور همجوشی در حال کار نیست. به عنوان اولین گام جهت درک همجوشی به روش محصورسازی لختی، ما به این سؤال که چگونه خورشید انرژی تولید میکند رجوع خواهیم نمود. کلید واکنشهای همجوشی هستهای و آزادسازی انرژی، در تعبیرات انرژی بستگی نهفته است. انیشتین نشان داد که جرم و انرژی توسط رابطه زیر با هم ارتباط دارند:
∆E=∆mc2 (1-1)

بنابراین ما با جرم هسته ها شروع میکنیم. مطابق با درک کنونی ما، جرم یک هسته در یک دیدگاه نیم کلاسیکی توسط فرمول نیمه تجربی زیر توصیف میگردد:
M=Nmn+Zmp-avA+asA23+acZZ-1A13+aaN-Z2A+apδA34 (2-1)
که mn و mp به ترتیب جرم پروتون و نوترون و av ، as ، ac ، aa و ap ثوابتی هستند که توسط برونیابی با انرژیهای بستگی تجربی بدست میآیند، δ جملۀ ذوجیت است. بنابراین انرژی بستگی B (در واحد c2=1 ) هسته اختلاف جرم اجزاء تشکیل دهنده هسته زمانیکه بسیار از یکدیگر دورند، بصورت زیر میباشد:
B=Nmn+Zmp-M (3-1)
این انرژی جهت جدا کردن نوکلئون ها تا فاصله ای که آنها دیگر برهمکنشی هستهای نداشته باشند مورد نیاز میباشد. با استفاده از معادلات (1.2) و (1.3) برای انرژی بستگی به ازاء هر نوکلئون داریم:
BA=av-asA-13-acZZ-1A43-aaN-Z2A2-apδA74 (4-1)

شکل ‏11- نمودار متوسط انرژی بستگی برحسب عدد جرمی[13] شکل (1-1) انرژی بستگی متوسط تجربی را به بصورت تابعی از A نشان میدهد. این تابع یک بسشینه تخت را در ناحیهای برای هسته هایی نزدیک آهن نشان میدهد، که از پایدارترین هسته ها است. برای هسته های بسیار سبکتر یا سنگینتر از آهن، انرژی بستگی متوسط به طور قابل ملاحظهای کوچکتر است. این اختلاف در میزان انرژی بستگی پایه فرآیند همجوشی و شکافت هستهای است. اساس همجوشی هستهای این است که دو هسته خیلی سبک باهم ترکیب شده و از ترکیب آنها یک هسته با انرژی بستگی بیشتر تشکیل شود (جرم کمتر). بنابراین انرژی مطابق فرمول انیشتین (1-1) آزاد میشود. همچنین هنگامی که یک هسته سنگین به دو پاره شکافته میشود، دو هسته با مجموع جرم کمتر از جرم هسته اولیه تولید میشود که به آزاد شدن انرژی میانجامد.
فرآیندهای همجوشی زیادی بین عناصر سبک امکانپذیر است. هرچند مسئله در شروع چنین واکنشهایی این است که هستههای سبک بار مثبت دارند و با شدت زیادی یکدیگر را دفع میکنند. بنابراین تحت شرایط عادی فاصله بین هستهها برای انجام همجوشی بسیار زیاد است، که در این شرایط برهمکنش هستهای تقریبا غیرممکن است. اما علیرغم این مشکل چگونه این پدیده به تولید چنین انرژی قدرتمندی در خورشید میانجامد؟ در پاسخ به این سؤال میتوان گفت که به علت دما (106K) و فشار بالا در مرکز خورشید، و وجود تعداد زیادی ذره، همچنین زمان به اندازه کافی طولانی، سطح مقطع برخورد برای چنین برهمکنشی به اندازه کافی بزرگ است که تولید انرژی مشخصه خورشید را نسبتاً ثابت نگه دارد. در خورشید انرژی در اصل از یک چرخه برهمکنش پروتون-پروتون p-p بدست میآید. که همگی به شکل زیر خلاصه میشوند:
p+p⟶D+e++2νe+0.42 MeV
D+p⟶23He+γ+5.5 MeV
23He+23He++⟶24He+2p+12.8 MeV (5-1)
حاصل برهمکنش زنجیری تولید 24He پایدار از 4 پروتون به صورت زیر است:
4p⟶24He+2e++2νe+24.7 MeV (6-1)
در مراتب پایین تر، دیگر فرآیندهای همجوشی از چرخههای برهمکنش متفاوت منجربه تشکیل هلیوم در همان زمان استفاده میکنند. برای توصیف جزئیات بیشتر منابع [12و 13] را ملاحظه کنید. انرژی بعد از یک سفر طولانی در خورشید و انرژی حمل شده توسط تشعشعات گاما سرانجام این انرژی به نور مرئی تبدیل میشود، که به دنیای محیط خورشید میتابد. این تابش است که حیاط در زمین را ممکن میسازد.
ستاره های با جرم بیشتر یا مسن تر برای تولید انرژی میتوانند از برهمکنشهای همجوشی متفاوتی بهرهمند شوند. فرآیند سوختن هیدروژن، به وضوح زمانی پایان مییابد که بیشتر هیدروژن موجود در ستاره تبدیل شده باشد. اگر جرم ستاره کافی باشد، بوسیلۀ انقباض گرانشی ستاره سرد شده و مقابله آن با تبهگنی نوع دیگری از فرآیند همجوشی میتواند شروع میشود، و در دمای (108K) هلیوم سوزی امکانپذیر میگردد. همجوشی هلیم 24He موجب تولید 48Be و نهایتاً محصول همجوشی 612C را ایجاد میکند. و این پروسه میتواند تا تولیدعناصر سنگین ادامه یابد.
سؤالی که پیش میآید این است که چرا ما تولید انرژی را به همان روش خورشید انجام ندهیم؟ مسئله این است که اینجا روی زمین، زمان و فضایی که در خورشید و دیگر ستارگان موجود است فراهم نیست. تولید انرژی در مقیاس بزرگ نیاز به انجام تعداد زیادی از برهمکنشها باهم دارد و دافعه کولونی از ترکیب هستهها ممانعت میکند. اما میتوان توسط اعمال انرژی جنبشی اولیه به هسته بر این دافعه غلبه کرد، که این عمل با گرم کردن مواد تا دماهای خیلی زیاد امکانپذیر است. این رهیافت در مورد همجوشی با عنوان "همجوشی گرماهستهای" شناخته شده است. انرژی نیز از طریق همجوشی کنترل شده در یک رآکتور همجوشی یا با روش غیر کنترلی در یک بمب گرماهستهای میتواند ظاهر شود. آزمایشات نشان دادهاند که همجوشی گرماهستهای (بمب های هیدروژنی) امکانپذیر است. مسئله این است که آن را توسط یک روش کنترل شده و با معنا انجام دهیم.
به علت دماها و چگالیهای خیلی بالای مورد نیاز برای انجام عمل همجوشی، سوخت در این شرایط باید در حالت پلاسما باشد. منظور از پلاسما یک گاز داغ به شدت یونیزه و رسانای گرماست. اگر دما به اندازه کافی بالا باشد سرعت گرمایی هستهها خیلی زیاد میشود و تنها از این به بعد است که آنها شانس رسیدن به یکدیگر را در فاصلۀ به اندازه کافی نزدیک برای غلبه بر نیروی کولونی بدست میآورند و نیروی جاذبه کوتاه برد هستهای در این فاصله )فاصلۀ مؤثر (10-15m)( عمل میکند. در این شرایط هستهها میتوانند ترکیب شوند و مقدار عظیمی انرژی آزاد میشود. تحت این شرایط ماده بعلت انرژی جنبشی به شدت تمایل به پراکنده شدن به اطراف را دارد، بطوریکه با بعضی از روشها باید آن را محصور کرد. در خورشید این محصور سازی توسط نیروی گرانشی صورت میگیرد. از آنجاییکه بر روی زمین چنین نیروی گرانشی بزرگی وجود ندارد، موضوع اصلی ساخت وسایلی است که محدود سازی را در شرایط چگالی، فشار و دمای بالا بطور همزمان برای مدت زمان به اندازه کافی طولانی میسازد. با بالا رفتن دما و چگالی، محصورسازی پلاسما مشکل تر میشود. اکنون به این سؤال میرسیم که کدامیک از واکنشهای همجوشی ممکن تحت شرایط آسانتر امکانپذیر میگردند؟ حتی اگر انرژی ذرات کمی کمتر از مقدار مورد نیاز برای غلبه بر سد کولنی باشد، فرآیند همجوشی هنوز میتواند توسط پدیده تونل زنی کوانتمی رخ دهد. هرچند، اگر انرژی ذره به انرژی غلبه بر سد کولنی نزدیکتر باشد، احتمال وقوع فرآیندهای تونل زنی بیشتر میشود. برای ترکیب تعداد ذرات به اندازۀ کافی، انرژی گرمایی هستهها نباید خیلی کمتر از سد دافعۀ کولونی، b، باشد، که با استفاده از رابطه زیر به دست میآید:
b~1.44q1q2r1+r2 Mev (7-1)
که qi و ri به ترتیب بار و شعاع ذرات و در واحد بار بنیادی و شعاع در واحد فرمی ( fm) هستند.
همانگونه که در بخش قبل متذکر شدیم، بیشترین انرژی زمانی آزاد میشود که دو هستۀ بسیار سبک باهم ترکیب شوند، برای مثال ایزوتوپهای هیدروژن. سد کولونی هیدروژن در حدود 700 کیلو الکترون ولت است و گرم کردن گاز هیدروژن برای رسیدن به انرژیهای معادل 23kBb≈3.6×109K ، را ایجاد میکندکه جنبه واقعی ندارد. خوشبختانه هسته ایزوتوپهای سنگین تر هیدروژن سد کولونی کوچکتری برای غلبه دارند، اگرچه انرژی آزاد شده از فرآیند همجوشی آنها کمتر است. واکنش همجوشی دوتریوم تریتیوم به علت سطح مقطع برخورد بزرگتر و اختلاف جرمی خیلی زیاد [14] آسانتر است. زمانیکه این دوهسته(ایزوتوپهای هیدروژن) ترکیب میشوند، یک هسته واسط شامل دو پروتون و سه نوترون تشکیل میشود، که این هسته فوراً به یک نوترون با انرژی14.1MeV و یک ذره α با انرژی3.5MeV شکافته میشود، یعنی:
12D+13T⟶14He+01n+17.6MeV
این واکنش همجوشی این مزیت را دارد که منابع سوخت آن تقریبا نا محدوداست. دوتریم میتواند توسط آب دریا تولید شود، درحالی که تریتیم میتواند با برهمکنش مستقیم لیتیم با نوترون در یک رآکتور تولید شود. لیتیم در روی کره زمین دارای فراوانی نسبس خوبی است و منابع موجود برای چند ده هزار سال کافی به نظر میرسد. هرچند، انجام این واکنش در رآکتور دارای دو ضرر است: تریتیوم یک گاز رادیواکتیو است و لیتیم نیز یک ماده بسیار سمی است. این به معنی بروز یک مشکل بزرگ در طراحی رآکتورسالم است. با وجود این در مقایسه با رآکتورهای شکافت، این مشکل نسبتاً کوچک است. نیمه عمر تریتیوم حدوداً 12.5 سال است در حالیکه نیمه عمر اورانیم 236 که حدود 2.4×107 سال ، اورانیم 235 که حدود *1087.13× سال ، اورانیم 238 حدود 4.5×109 سال ، نیمه عمر پلوتونیم 238، 24000 سال و پلوتونیم 240 حدود 6600، سال است. از این عناصر سنگین بعنوان سوخت رآکتورهای شکافت هستهای استفاده میشود.
جدول1-1- واکنشهای متناوب همجوشی [15].
Reaction
D+T ⟶24He 3.52 MeV+n 14.06 MeVD+D ⟶T4 1.01 MeV+p 3.03 MeV ⟶23He 0.82MeV+n 2.45 MeV D+He3 ⟶24He 3.67MeV+p 14.67 MeV T+T ⟶24He+n +n 11.32 MeV He3+T ⟶24He+p+n 12.1 MeV ⟶24He4.8 MeV+D 9.5 Mev ⟶25He 2.4 MeV+p 11.9 MeV p+Li6 ⟶ 24He 1.7MeV+He3 2.3 MeV p+Li7 ⟶224He 22.4MeV D+Li6 ⟶224He 22.4MeV p+B11 ⟶324He 8.682MeV n+Li6 ⟶24He 2.1 MeV+T 2.7 MeV برای دستیابی به یک رآکتور کاملاً پاک و اجتناب از وجود لیتیم و تریتیم در چرخه سوخت، یکی دیگر از واکنشهای همجوشی ذکر شده در جدول (1-1) را میتوان مورد استفاده قرار داد. هرچند قبل از آنکه رآکتورهای بر اساس واکنشهای دیگر را مورد مطالعه قرار دهیم باید اصول کارکرد رآکتور همجوشی که از چرخه دوتریم تریتیم استفاده میکند را شرح دهیم. برای مطالعه بیشتر به منابع [16و17] مراجعه کنید. توجه داشته باشید که انرژی کل آزاد شده در این واکنشهای همجوشی انرژِی خروجی رآکتور را تعیین میکند. هرچند برای شروع کار رآکتور فقط انرژی ذرات باردا را باید مدنظر قرار داد. حال که متوجه شدیم چه واکنشهایی را باید در نظر بگیریم، مسئلۀ دیگر این است که روی زمین، باید به محصورسازی بسیار کوچکتر هم از لحاظ فضا هم زمان دست بیابیم. همانگونه که در بالا اشاره شد، استفاده از واکنشهای همجوشی برای یک سیستم تولید انرژی نیاز به تعداد زیادی از این واکنشهای همجوشی در واحد زمان دارد. این به این معنا میباشد که باید با محصورسازی پلاسما به هسته ها را تا حد ممکن به یکدیگر نزدیک نگاه داشت و از پراکنده شدن پلاسما جلوگیری کرد تا تعداد کافی از واکنشهای همجوشی امکان پذیر باشد.
با فرض اینکه پلاسما شامل دوتریوم و تریتیوم هایی با چگالی یکسان n2 باشد، آهنگ فرآیند همجوشی w در چنین پلاسمای داغ و چگال با فرمول زیر داده میشود:
W=n24νσ (8-1)
که ν سرعت نسبی دو هسته و σ سطح مقطع همجوشی است برای راحتی توزیع سرعت ذرات در پلاسما را به صورت ماکسول-بولتزمن با انرژی متوسط Ek=32kBT در نظر میگیریم. سطح مقطع همجوشی σبه شدت به سرعت نسبی هسته های ترکیب شونده وابسته است و میانگین گیری از νσ بر روی همۀ سرعت های نسبی ممکن بدست میآید. شکل (2.1) آهنگ واکنشهای مختلف را بعنوان تابعی از دما نشان میدهد. توجه کنید که دما در واحد کلوین با ضرب در ثابت بولتزمن در واحد انرژی بیان شده است، که یک عمل عادی در این حوزه از فیزیک میباشد. شکل (2.1) نشان میدهد که واکنش دوتریوم-تریتیوم (DT) در تمام دماها بیشترین سهم را در انرژی حاصل دارد و بنابراین آسانترین شاخه واکنش است.

شکل 1-2- آهنگ واکنش برحسب تابعی از دما برای واکنشهای مختلف همجوشی با توزیع سرعت ماکسولی [15].
در چنین پلاسمای محدودی چه مقدار انرژی تولید میشود؟ انرژی تولید شده در واحد زمان به انرژی جنبشی، Q، محصولات واکنش بستگی داردبا آهنگ همجوشی، W ، که عبارت است از:
E=WτQ=n24νστQ (9-1)
که Q با واحد MeV داده میشود. هدف نهایی تحقیقات محصورسازی اینرسی (ICF) رآکتور مولد انرژی است. از این رو انرژی بدست آمده از فرآیند همجوشی باید بزرگتر از انرژی لازم برای گرم کردن پلاسما تا دمای لازم باشد. یا به عبارت دیگر، تنها انرژی زمانی بدست میآید که انرژی حاصل از شعله کشیدن پلاسمای D-T بزرگتر از انرژی جنبشی کل ذرات باشد. از آنجاییکه انرژی جنبشی هستهها و الکترونها Ekin=3nkBT است، فقط زمانی که:
3nkBT<n24νστQ (10-1)
باشد واکنش همجوشی واقعاً بیشتر از انرژی مورد نیاز برای تولید چنین پلاسمایی با دما و چگالی بالا آزاد میکند، این رابطه را به شکل زیر میتوان باز نویسی کرد:
nτ>12kBTνσQ (11-1)
به این رابطه معیار لاوسن (1957) گفته میشود، که یکی از رابطههای بنیادی همجوشی محصور شده است. بعلاوه یکی از موضوعات محصورسازی این است که، ذرات باید انرژی جنبشی کافی برای وقوع تعداد کافی از واکنشهای همجوشی داشته باشند. این مقدار برای سوخت D-T دمایی در حدود 5 keV نیاز دارد. در واکنش D-T با انرژی Q=17.6 MeV و با دمای عملکرد رآکتور در حدود5-10 keV ، معیار لاوسن دارای مقدار:
nτ≈1014s.cm3 (12-1)
است که n تعداد ذرات به ازاء هر cm3 و τ زمان محصورسازی است.
همانطور که در بخش قبل متذکر شدیم، برای وقوع واکنشهای همجوشی به تعداد کافی. پلاسما باید مدت زمان کافی در کنار هم نگهداری شود. در اصل دو روش برای یک رآکتور پایدار همجوشی دنبال میشود_محصورسازی مغناطیسی (MCF) محصورسازی لختی (ICF) که هدف اجرای معیار لاوسن در این دو روش است. در MCF سعی بر محصورسازی پلاسما در چگالی پایین برای مدت زمان نسبتاً طولانی چندین ثانیه است. در حالی که در ICF دستیابی به چگالی خیلی بالا در زمان بسیار کوتاه مد نظر است. مقایسهای از این دو رهیافت را در زمانهای مختلف محصور سازی و چگالی های متفاوت در جدول (1-2) را می دهد.
جدول 1-2- پارامترهای محصورسازی در MCF و ICF [15].
ICF MCF 102610-1110151014101015Particle density necm-3Confinement time τsLawson criterion neτscm-3در اینجا توصیف کوتاهی از MCF ارائه میدهیم خوانندگان علاقه مند میتوانند به کتابهای تخصصی مربوطه مانند [18 و 19] مراجعه کنند.
1-2-همجوشی مغناطیسیبعلت دمای زیاد مورد نیاز پلاسما، و از آنجاییکه تماس پلاسما با دیوارهها منجربه سرد شدن سریع آن میشود به سادگی نمیتوان آن را محصور نمود. همانطور که از اسمش پیداست MCF بر این حقیقت استوار است که پلاسما میتواند با بکارگیری میدان مغناطیسی مناسب محصور شود. این محصورسازی به این علت ممکن میشود که تمامی ذرات موجود در پلاسمای با دمای بالا بار دارند. میدان مغناطیسی ذرات باردار پلاسما را در یک مدار بسته در امتداد خطوط میدان به دام میاندازد. شکل (3-1) حرکت عمودی ذرات نسبت به خطوط میدان بسیار محدود است در حالی که در جهت طولی ذرات آزادانه حرکت میکنند. در این روش از تماس با دیوارهها به طور گستردهای جلوگیری میشود. چون ذرات باردار مسیرهای منحنی را طی میکنند. بنابراین یک شکل مناسب میدان مغناطیسی را میتوان یافت که ذرات را در مدار بسته وادار به حرکت کند و فرار آنها غیرممکن شود.

شکل1-3- حرکت حلزونی الکترون ها و یون ها در امتداد خطوط میدان [15].
عملی شدن یک مدار بسته با آسانترین روش توسط میدانهای مغناطیسی حلقهای شکل اجرا میشود. هرچند در چنین شکلی، قدرت میدان با شعاع کاهش مییابد، که به مؤلفۀ سرعت شعاعی و کشیده شدن ذره به بیرون میانجامد. برای نگه داشتن پلاسما برای مدت طولانی، خطوط میدان را باید به شیوهای چید که از ایجاد مؤلفۀ شعاعی میدان جلوگیری کند.
دستگاه مغناطیسی شامل یک فضای خلاء میباشد که مخلوطی از دوتریوم و تریتیوم به آن تزریق میشود. میدان مغناطیسی توسط عبور یک جریان الکتریکی از پیچههایی که دور یک چنبره بسته شدهاند تولید میشود. جریان پلاسما یک میدان مغناطیسی قطبی تولید میکند، دو میدان ترکیب میشوند تا میدانی مانند شکل (4-1) را ایجاد کند. این دستگاه توکاماک خوانده میشود که عملی ترین ساختار همجوشی به روش محصورسازی مغناطیسی میباشد. امکانات اصلی این نوع همجوشی در جدول (3-1) لیست شده است.

شکل1-4- شکل طرح وار ساختار میدان مغناطیسی در یک توکاماک [15].
دمای 108K ، برای فراهم نمودن شرایط همجوشی لازم است که پلاسمایی با فشار (5-10 bar) تولید شود که باید توسط میدان مغناطیسی بالانس شود. نسبت فشار پلاسما به فشار مغناطیسی، βMCF=PplasmaPmagnetic ، نباید زیاد کوچک باشد، زیرا تولید میدان مغناطیسی کافی یکی از چالشهای تکنیکی و به شدت هزینه بر است. هدف پژوهشهای اخیر یافتن شکلی است که βMCF چند درصد شود.
جدول 3-1- مراکز تحقیقاتی مهمMCF [15].
Machine Country Major
Radius [m] Plasma
current Toroidal
Field Input
power Start
date
ITER Internat. 6.2 15 5.3 73+ 2016
JET EU 2.96 7.0 3.5 42 1983
JT-60U Japan 3.2 4.5 4.4 40 1991
TFTR USA 2.5 2.7 5.6 40 1982
TORES France 2.4 2.0 4.2 22 1988
T15 Russia 1.4 2.0 4.0 -- 1989
DIII-D USA 1.67 3.0 2.1 22 1986
ASDEX-U Germany 1.67 1.4 3.5 16 1991
TEXTOR Germany 1.75 0.8 2.6 8 1994
FT-U Italy 0.92 1.2 7.5 -- 1988
TC-V CHINA 0.67 1.2 1.43 4.5 1992
تا زمانیکه شعله کشی آغاز شود پلاسما باید به شدت از خارج گرم شود. سه مکانیزم برای گرم کردن استفاده میشود، گرم کردن اهمی، گرم کردن توسط امواج با فرکانس بالا، و به وسیله تزریق اشعه های ذرات خنثی.
طرح گرم کردن اهمی: برخورد ذرهها در پلاسما یک مقاومت پلاسما را بوجود میآورد، گرم کردن مطلوب از طریق این مقاومت وقتی که جریان از پلاسما عبور میکند بوجود میآید. اگرچه مقاومت پلاسما با افزایش دما کاهش مییابد و فقط میتوان از آن در مراحل ابتدائی گرم کردن از آن استفاده نمود. بعد از آن مکانیزم های دیگر گرم کردن باید بکار رود.
گرم کردن از طریق امواج فرکانس بالا این مطلب را نشان میدهد که در میدان مغناطیسی ویژه مدهای مختلفی برای یونها و الکترون های پلاسما وجود دارد. تابش امواج الکترومغناطیسی با فرکانسهای همسان میتواند به تشدید بیانجامد. و ذرات این انرژی ها را دریافت میکنند که موجب آهنگ بالای برخورد هستهها میشود. ویژه مدهای خاص که برای گرم کردن توسط امواج فرکانس بالا استفاده میشود موجب حرکت دایرهای الکترونها و یونها دور خطوط میدان میشود. این ویژه مدها در شدت میدان مغناطیسی مربوطه برای یونها حدود 10-100 MHz و برای الکترونها 60-150 GHz میباشد.
روش سوم برای گرم کردن پلاسما تزریق ذرات خنثی با انرژی چند ده کیلوالکترون ولت است. زمانی که ذرات وارد پلاسما میشوند، توسط برخوردهای یونیزه میشوند. و مانند ذرات سریع باردار دیگر در میدان مغناطیسی گرفتار میشوند و انرژی خود را در برهمکنش با پلاسما در مدت زمان کوتاهی آزاد میکنند.
1-2-1- نظریه مقدماتی همجوشی به روش محصورسازی اینرسی:
بر خلاف MCF، که سعی در محصورسازی پلاسما در چگالی های پائین (3- 1014-1015cm) برای چند ثانیه را داشت، ICF معیار لاوسن را از جهت دیگری برای برآورده میکند. در این جا زمان محصورسازی بینهایت کوتاه است (کمتر ازS 10-10). اما چگالی نوعاً از (1025 cm-3) بزرگتر است (جدول (1-2) را ملاحظه کنید). در این طرح مقدار کمی از مواد قابل همجوشی به چگالیها و دماهای بسیار بالا توسط نیروی خارجی فشرده میشوند.

شکل 1-5- طرحی از کپسول ICF در حالات مختلف.
که این با استفاده از کپسول کروی شامل یک پوسته کروی که توسط گاز دوتریوم و تریتیوم پر شده (کمتر از 1.0mgcm3 ) است انجام میشود. خود پوسته در لایه خارجی شامل موادی با عدد اتمی بالا میباشد، که توسط D-T پر شده است، که توده سوخت را تشکیل میدهد (شکل(5-1)). برای رسیدن به دما و چگالی بالای مورد نیاز برای همجوشی، کپسول احتیاج به اعمال انفجاری متقارن از انرژی تا حد ممکن دارد. انرژی مورد اعمال شده جهت انجام تمام فرآیندهای مورد نیاز، بسیار بالا میباشد. برای گرم کردن یک کپسول سوخت باقطر 1 mm تا دمای 10 keVنیاز به J 105 انرژی است، که توسط نور شدید لیزر یا شعاعهای یونی امکان پذیر است. انرژی باید در حدود چند پیکو ثانیه به بخش بیرونی پوسته هدف برسد، پوسته گرم میشود، یونیزه میشود و به سرعت بخار میشود این فرآیند را ابلیشن (پراکندگی) مینامند.
زمانی که بخش خارجی پوسته منفجر شد، بخش داخلی-اساساً سوخت- بعلت پایستگی تکانه با شدت به سمت مرکز کره شتاب میگیرد. از بعضی جهات کپسول مانند یک راکت کروی رانشی عمل میکند. زمانی که سوخت به سمت مرکز کپسول انفجار رسید، تا چگالیهای بسیار بالا متراکم میشود و به دمای گرماهستهای میرسد. تراکم حاصله توسط امواج شوک، سوخت را تا چگالی چند صد گرم بر سانتیمتر مکعب و دمای شعله کشیدن همجوشی میرساند، که در این زمان است که همجوشی شروع میشود. زمانی که همجوشی شروع شد، انرژی تولید شده توسط همجوشی یک فشار به سمت بیرون اعمال میکند که خیلی زود بر موج انفجاری به سمت داخل غلبه میکند و کپسول در مدت زمان کوتاهی منفجر میشود. در این روش چگالی و دمای مورد نیاز قابل دستیابی است. اما زمان محصورسازی چه میشود؟
زمان محصورسازی پلاسما توسط شعاع (R) کپسول تعیین میشود. حرکت به سمت داخل توسط اموج حاصل از شوک بوجود میآید، که تقریباً با سرعتی برابر با سرعت صوت حرکت میکنند. زمان محصورسازی به طور تقریب توسط نسبت شعاع کپسول (حدود 100 μm برای کپسولهای موجود) به سرعت صوت بدست میآید، یعنی tc≈Rcs=10-9s . اما در شبیه سازی هایی با جزئیات بیشتر زمانهایی در حدود 20-10 نانوثانیه واقعیتر به نظر میرسند.
در مورد ICF معیار لاوسن دوباره توسط رابطه بین چگالی سوخت ρ و شعاع کره R بیان میشود. برای کرهای که آزادانه پراکنده میشود- که پراکندگی با سرعت صوت رخ میدهد، زمان از هم پاشیده شدن توسط رابطه زیر تخمین زده میشود [17]:
τ=R4cs (13-1)
رابطه چگالی تعداد ذره n با چگالی سوخت توسط n=ρm داده میشود. با توجه به معیار لاوسن معادلۀ (10-1) داریم:
nτ=nR4cs=ρR4csm (14-1)
برای بازده دار بودن سوختن nτ باید از معیار لاوسن بیشتر باشد. با استفاده از:
nτ≈2×1015gcm3 (15-1)
به تخمین اولیه زیر میرسیم:
ρR=3 gcm2 (16-1)
اگر مقاومت سوخت را نیز به حساب آوریم، کسر سوختن، Φb، در دمای سوختن20-40 keV به طور تقریب توسط رابطه زیر داده میشود:
Φb=ρR6+ρR , ρR=gcm3 (17-1)
رابطۀ بازده سوختن ( محصول همجوشیEF ) به طور مستقیم با کسر سوختن توسط EF=ϵFΦbM داده میشود، که ϵF انرژی ویژه واکنش همجوشی میباشد و M، جرم سوختی است که به سمت داخل انتشار یافته است.
در اوایل دهۀ 1960-1970 میلادی محققان تصور میکردند که همجوشی از طریق محصورسازی لختی نسبتاً با سرعت انجام خواهد شد. زیرا دستیابی به انرژی مورد نیاز برای شروع واکنش سوخت زیاد به نظر نمیرسید. اما متأسفانه همۀ انرژی تولید شده بوسیله مولد انرژی را نمیتوان برای شروع واکنش یا شعله کشی استفاده نمود. مقدار زیادی انرژی در فرآیندهای تبدیل از لیزر تا آخرین مرحلۀ سوختن هدر میرود. این به این معنی است که برای تولید انرژی مورد نیاز همجوشی، به میزان قابل توجهی باید بیشتر از مقدار پیشبینی شده تولید شود و به مقدار قابل قبولی باید اتلاف انرژی کمینه شود.
مهمترین مرحله برای بررسی، بررسی روش تراکم سوخت تا چگالی بالا و دماهای بالا میباشد. در روزهای اولیه تحقیقات همجوشی تصور میشد که در انتهای مرحلۀ تراکم تمام سوخت باید تا شرایط همجوشی متراکم شود. این مفهوم به شعلهکشی حجمی معروف بود. که به این معنی بود که به مولد انرژی غیر واقعی تولید کننده 60MJ انرژی نیاز داریم [20].
در اینجا دو نکته کلیدی حائز اهمیتاند: (1) گرم کردن سوخت انرژی بر تر از متراکم کردن آن است. (2) تراکم مواد داغ انرژی بر تر از مواد سرد میباشد. به این دلایل بررسی مفهوم مشهور لکه داغ شکل (1-4) برای دستیابی به همجوشی مطلوبتر به نظر میرسد. در این رهیافت زمانی که انرژی مولد به سوخت میرسد، سوخت با سرعتی در حال افزایش به سمت داخل حرکت میکند. نتیجه این شتاب این است که بخش داخلی سوخت با دمای بیدرروی بیشتری (keV 10-5) نسبت به بخش خارجی آن (~1 keV) متراکم میشود. هر دو بخش تا چگالی بالایی متراکم میشوند، اما بخش داخلی داغ دارای چگالی کمتری (gcm3 100) نسبت به بخش خارجی (gcm3 800 ~) است. چگالی کمتر بخش داخلی ناشی از این حقیقت است که سوخت با همان شتاب اولیه به سمت داخل پیش میرود.
در داخل لکۀ داغ سوختن مواد همجوشی در ناحیه مرکزی آغاز میشود (که تقریباً حدود یک میلیمتر است و طول عمری حدود ( ps200-100) دارد). از آنجا جبهۀ سوزان گرماهستهای به سرعت به سمت بیرون در ناحیۀ اصلی سوخت انتشار مییابد و بهره بالایی را بوجود میآورد. در اینجا بهره نسبت انرژی تولید شده توسط همجوشی به کل انرژی مصرفی در مولد انرژی شعاع لیزر میباشد.
در طرح لکۀ داغ به این علت که مواد کمتری برای گرم شدن موجود میباشد بازده بیشتری از اشتعال حجمی دارد ( MJ2-1~) و این مزیت را دارد که لایه سوخت خارجی چگالتر دارای محصورسازی بهتری است. مطالعات نشاد داده که ساچمه باید طوری ساخته شود که لکۀ داغ مرکزی شامل دو درصد حجم کل سوخت باشد و گرم کردن لکه داغ و متراکم سازی سوخت به انرژی متناسب با آن نیازمند است. موضوع مهمی که باید به آن اشاره شود، این است که از هرگونه گرم کردن زودرس مواد تا حد امکان باید اجتناب شود، زیرا گرم شدن زودرس تراکم آن را بکلی به مخاطره میاندازد.
بجز شعله کشی حجمی یا لکه داغ، شعلهکشی دیگری نیز وجود دارد. اما در شرایط کنونی طرح غالب برای شعلهکشیدن یا شروع واکنش در ICF لکۀ داغ است. اطلاعات بیشتر در مورد شروع واکنش همجوشی حجمی در منابع [21 و 22] ذکر شده است.
-2-2-1 مراحل همجوشی به روش محصورسازی اینرسی توضیحات بالا تنها دورنمایی از شروع واکنش همجوشی و فیزیک سوختن به روش ICF ارائه میدهد. در واقع مراحل مختلفی در فرآیند ICF وجود دارند که به اختصار برای لکه داغ توضیح داده شد.
مرحلۀ برهمکنش:
مرحلۀ برهمکنش مرحلۀ ابتدائیترین مرحله در ICF است که در آن انرژی به کپسول شامل سوخت D-T منتقل میشود. در اصل دو روش برای انتقال انرژی وجود دارد که شامل تشعشعات لیزر و تشعشع ذرات میباشند. برای پدیدهای که تنها با انرژی ورودی ارتباط دارد، اغلب هیچ تمایزی بین تشعشعات لیزر و ذرات وجود ندارد. بنابراین در ICF کلمۀ مولد برای منبع انرژی بکار میرود.

شکل1-6- شکل طرح وار از برهمکنش لیزر با هدف و شکل گیری جرم بحرانی [15].
با وجود این فرآیند برهمکنش اولیه زمانیکه از تشعشعات لیزر یا ذرات استفاده میشود به طور چشمگیری باهم فرق دارند. اساساً، نور لیزر با سطح مادهای که با آن مواجه میشود برهمکنش میکند، درحالیکه تشعشعات ذرات تا فاصلۀ مشخصی در ماده نفوذ میکند. بنابراین فرآیند مفصل مرحلۀ برهمکنش به نوع مولد مورد استفاده وابسته است. در هر دو حالت هدف انتقال بیشترین مقدار انرژی است.
بعلت اینکه بررسی برای دستیابی به شرایط همجوشی با مولدهای لیزری پیشرفته تر است، بنابراین ما دراینجا مولد را لیزری در نظر میگیریم. در این حالت به محض اینکه شعاع لیزر با خارجیترین سطح کپسول تماس پیدا میکند، پلاسما تشکیل میشود و به سمت خارج پراکنده میشود. همانطور که در شکل(6-1) دیده میشود چگالی پلاسما در نزدیکی کپسول بیشترین مقدار را دارد و با دور شدن از آن کمتر میشود. زمانی که پلاسما تولید میشود شعاع لیزر از آن عبور میکند و به کپسول میرسد. حال مشکل اینجاست که در چگالی بیشتر از چگالی بحرانی پلاسما از نفوذ شعاع لیزر جلوگیری میکند. زیرا سطح چگالی بحرانی کمی از سطح جامد کپسول فاصله دارد و انرژی لیزر مستقیماً بر سطح کپسول نمینشیند.
محل سطح چگالی بحرانی به شدت به طول موج و طول شعاع پالس شعاع لیزر بستگی دارد. از این رو انتخاب این پارامتر برای جفت شدگی مؤثر انرژی لیزر و هدف اساسی است. این پارامترها فقط گاف بین سطح هدف و سطح بحرانی را تعیین نمیکنند، اما همچنین میزان پراکندگی و بازده مرحلۀ بعد یعنی تراکم را تعیین میکنند.
مرحلۀ تراکم:
مرحلۀ برهمکنش به میزان زیادی موفقیت مرحلۀ تراکم را از قبل پیشبینی میکند (یعنی اینکه طی چه مقدار زمانی میتوان سراسر کپسول را همزمان نوردهی کرد). نوردهی غیر کامل در دو مقیاس رخ میدهد-میکروسکوپی و ماکروسکوپی. برای مثال نوردهی غیر کامل از نوع ماکروسکوپی میتواند به علت تعداد ناکافی شعاع های نور و یا وجود نا برایری توان شعاع های مختلف باشد. یک دلیل دیگر نیز از غیر متحدالشکل بودن میکروسکوپیک حضور نوسانات فضایی در یک شعاع رخ میدهد. نکته مهمی باید به آن توجه نمود این است که هر دو نوع ناهنجاری میتواند به ناپایداریهایی در مرحلۀ تراکم بیانجامد.
دو روش برای رفع ناپایداری های ماکروسکوپیک وجود دارد.یک روش افزایش تعداد شعاع به مقدار کافی است، که در طرح فرآیند همجوشی مستقیم ICF انجام میشود. هرچند، استفاده از تعداد زیاد شعاعهای لیزر چنین سیستمی را گران و دارای چالش تکنیکی میسازد. اما برای عملی شدن این طرح آزمایشات درایو مستقیم در مقیاس کوچکتر و تعداد شعاعهای کمتر انجام شده است.

شکل1-7- شکل فرآیند همجوشی غیر مستقیم [15].
یکی از روشهای مستقیم برای این رهیافت، تآثیر غیر مستقیم اشعۀ x است، که در اصل در ایالات متحده، فرانسه، ژاپن و بریتانیا توسعه یافته است. در طرح اولیه انرژی لیزر ابتدا توسط یک جسم سیاه ایدهآل جذب میشود. که اساساً پوششی در اطراف کپسول ICF است. یک تصویر طرح وار از طرح درایو غیر مستقیم در شکل (7-1) نشان داده شده است. در اینجا تشعشعات لیزر به طور مستقیم به کپسول اصابت نمیکند، بلکه به داخل پوشش برخورد میکند. این پوشش شامل موادی با عدد اتمی بالا است و هنگامی که توسط تشعشعات لیزر گرم میشود اشعه ایکس گسیل میکنند. که این اشعه ثانویه میباشد که منجربه انفجار کپسول ICF میشود. طراحی چنین هدفی به تبدیل 70-80 درصدی انرژی به اشعه x میانجامد. بنابرین در این طرح به تزریق انرژی بیشتری نیاز مندیم اما ناپایداریهای هیدرودینامیکی در این طرح نامحسوستر است و نیازهایی که به علت ناموزونی اشعههای لیزر بوجود میآید کمتر میشود. هنوز مشخص نیست که کدام رهیافت –مستقیم و غیر مستقیم- برای دستیابی به انرژی همجوشی اینرسی (IFE) مناسبتر است و آزمایشگاههای تجربی زیادی در زمینه هر دو طرح وجود دارد.
در گذشته قدرتمندترین سیستمهای لیزری برای درایو مستقیم، GEKKO XII، در اوزاکای ژاپن و، Omega ،در آزمایشگاه دانشگاه روچستر در ایالات متحده بود. در، ,GEKKO XII سیستم شامل 12 شعاع بود که انرژی، 10 kJ، را در یک نانوثانیه و طول موج،0.5 µm ، یا، 0.35 µm، حمل میکرد. که، GEKKO XII، برای تحقیقات راجع به شعله کشی سریع دوباره طراحی شد. اما امروز فقط امگا وجود دارد که دارای 60 شعاع میباشد و برای هرپالس به مقدار انرژی، 40 kJ ، رسیده است. گرچه طرحهایی برای تشکیلات شعله کشی بینالمللی وجود دارد (NIF)، که در دست ساختاند و برای طرح درایو غیر مستقیم بهینه میشوند البته بوسیله آزمایشات درایو غیر مستقیم را نیز میتوان انجام داد.

شکل 1-8- طرح روند زمانی ناپایداری رایلی- تیلور [14].
طرح درایو غیر مستقیم از طرف ایالات متحد و فرانسه بسیار مورد توجه قرار گرفته. بطوریکه کاربردهای نظامی نقش اصلی را در برنامۀ، ICF، بازی میکنند و سیستمهای لیزری جدید در دست ساختند (NIF and Laser Mega joule [LMJ]). برای یک مولد نیرو کلیه فرایند های شعله کشیدن باید با آهنگ ثانیه تکرار شود(مانند آزمایشات آتی) که ممکن است طرح درایو مستقیم را قابل قبولتر بسازند.

پژوهش

دسته‌بندی نشده

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.