پژوهش –408

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 18:09
فصل دوم : مروری بر پژوهش‌های انجام شده2-1- مطالعات صورت گرفته در زمینه گروه گونه‌های اکولوژیک و ارتباط آن با عوامل محیطی172-2- مطالعات صورت گرفته در زمینه تنوع زیستی232-3- مطالعات صورت گرفته در زمینه فلور252-4- مطالعات صورت گرفته در زمینه […]

  

سایت دانلود پژوهش ها و منابع علمی

سایت دانلود پژوهش ها و منابع علمی دانشگاهی فنی تخصصی همه رشته ها – این سایت صرفا جهت کمک به گردآوری داده ها برای نگارش پژوهش های علمی و صرفه جویی در وقت پژوهشگران راه اندازی شده است

پژوهش –408

پژوهش –408

پژوهش –408

3-2-2-1-نمونه‌برداری از خاک35
3-2-2-2-نمونه‌برداری از عوامل فیزیوگرافی35
3-3-روش تحلیل گروه گونه اکولوژیک36
3-3-1-روش تعیین گونه‌های شاخص36
3-3-2- ارتباط بین گروههای اکولوژیک با عوامل محیطی36
3-4-روش مطالعه تنوع زیستی36
3-5-روش مطالعه فلور37
3-6-روش مطالعه زادآوری37
3-7-روش آزمایشگاهی شیمیایی و فیزیکی خاک37
3-7-1- اندازه‌گیری pH خاک37
3-7-2-اندازه‌گیری هدایت الکتریکی EC خاک38
3-7-3-اندازه‌گیری نیتروژن کل خاک38
3-7-4- اندازه‌گیری فسفر قابل جذب خاک39
3-7-5- اندازه‌گیری پتاسیم قابل جذب40
3-7-6-اندازه‌گیری کربن آلی (مواد آلی خاک)40
3-7-7- اندازه‌گیری میزان آهک خاک41
3-7-8- اندازه‌گیری سدیم خاک41
3-7-9-تعیین بافت خاک به روش هیدرومتر42
فصل چهارم: نتایج و بحث
4-1- تعیین گروه گونه‌های اکولوژیک43
4-1-1-تعیین گروه‌های اکولوژیک و گونه‌های شاخص43
II
4-1-2- بررسی گروه‌های اکولوژیک در ارتباط با عوامل محیطی و شاخص‌های تنوع زیستی47
4-1-2-1- نتایج آنالیز CCA47
4-1-2- 2-نتایج آنالیز واریانس و مقایسه میانگین 51
4-1-3- بحث و نتیجه‌گیری گروه گونه‌های اکولوژیک52
4-2- نتایج تنوع زیستی55
4-2-1-نتایج آنالیز یک طرفه و مقایسه میانگین شاخص‌های تنوع زیستی در طبقات مختلف (شیب، جهت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا)55
4-2-2- نتایج آنالیز همبستگی شاخص‌های تنوع زیستی با طبقات مختلف شیب، جهات جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا57
4-2-3-نتایج آنالیز همبستگی شاخص‌های تنوع زیستی با متغیرهای محیطی 58
4-2-4- بحث و نتیجه‌گیری تنوع زیستی60
4-3- نتایج زادآوری گونه‌های درختی و درختچه‌ای61
4-3-1- نتایج آنالیز DCA62
4-3-2- نتایج آنالیز CCA63
4-3-3- بحث و نتیجه‌گیری زادآوری68
4-4- نتایج بررسی عوامل توپوگرافی در ارتباط با عوامل خاکی و محیطی70
4-4-1- نتایج آنالیز واریانس یک طرفه و مقایسه میانگین عوامل خاکی در طبقات مختلف (شیب، جهت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا)70
4-4-2- نتایج آنالیز همبستگی73
4-4-3- بحث بررسی عوامل توپوگرافی در ارتباط با عوامل خاکی و محیطی74
4-5- نتای بررسی فلورستیک منطقه76
4-5-1- بحث فلور76
4-6- نتیجهگیری کلی83
4-7- پیشنهادات85
منابع مورد استفاده86
پیوست107
III

فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول 3-1- فراوانی پوشش براون بلانکه33
جدول 3-2-طبقات شیب دامنه34
جدول 3-3- طبقات ارتفاع از سطح دریا34
جدول 3-4- جدول طبقات جهت34
جدول 4-1- مقدار شاخص اهمیت برای گونه‌های گیاهی در هر گروه اکولوژیک41
جدول 4-2- نتایج آنالیز CCA داده‌های متغیرهای محیطی46
جدول 4-3- نتایج تست مونت کارلو برای همبستگی بین گونه‌ها و عوامل محیطی46
جدول 4-4-جدول نتایج همبستگی متغیرهای محیطی و شاخص‌های تنوع زیستی با محورهای CCA47
جدول 4- 5- نتایج آنالیز واریانس شاخص‌های تنوع زیستی و متغیرهای محیطی در گروه‌های اکولوژیک50
جدول 4-6- میانگین شاخص‌های تنوع و عوامل محیطی در گروه‌های اکولوژیک51
جدول4- 7- حداکثر، حداقل، میانگین شاخص های تنوع، غنا و یکنواختی در منطقه مورد مطالعه 54
جدول 4 -8– نتایج آنالیز واریانس یک طرفه تنوع گونه‌ای، غنا و یکنواختی در طبقات مختلف ارتفاع، جهت و شیب55
جدول 4-9- مقایسه میانگین شاخصهای تنوع زیستی در ارتفاع از سطح دریا، جهات جغرافیایی و شیب‌های مختلف56
جدول 4-10- ضرایب همبستگی شاخص‌های تنوع با طبقات مختلف شیب، جهات جغرافیایی و ارتفاع از سطح
دریا57
جدول 4-11- نتایج همبستگی شاخص‌های تنوع زیستی با عوامل محیطی58
جدول4-12-نتایج زادآوری گونه‌های درختی و درختچه‌ای موجود در پلاتهای مورد مطالعه61
جدول 4-13- همبستگی خاک و عوامل محیطی با محورهای DCA63
جدول 4-14- نتایج آنالیز CCA داده‌های زادآوری64
جدول 4-15- نتایج تست مونت کارلو برای همبستگی بین زادآوری و عوامل محیطی64
جدول 4-16- همبستگی محورهای CCA با عوامل محیطی و خاک65
جدول 4-17-نتایج آنالیز واریانس یک طرفه متغیرهای خاک در طبقات مختلف ارتفاع از سطح دریا، جهت و شیب69
جدول 4-18-نتایج مقایسه میانگین دانکن متغیرهای خاک و محیطی در طبقات مختلف ارتفاع از سطح دریا،
جهت و شیب71
IV
جدول 4-19- نتایج آنالیز همبستگی بین متغیرهای خاک و محیطی با عوامل توپوگرافی72
جدول 4-20- نام علمی، فارسی، شکل زیستی و کوروتیپ گیاهان موجود در رویشگاه جنگلی وزگ78
PAGE \* MERGEFORMAT VI

فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل 3-1-موقعیت استان کهگیلویه و بویراحمد.......29
شکل 3-2-موقعیت منطقه مورد مطالعه در ایران و در استان کهگیلویه و بویراحمد............................................29
شکل 3-3 - منحنی آمبروترمیک منطقه مورد مطالعه31
شکل 3-4- منحنی سطح - گونه منطقه مورد مطالعه32
شکل 3-5- محل قرار گرفتن قطعات نمونه، نقشه ارتفاع از سطح دریا، نقشه شیب و نقشه جهت در منطقه
مورد مطالعه33
شکل 4-1- دندروگرام طبقه‌بندی قطعات نمونه از طریق TIWNSPAN42
شکل 4-2- پراکنش گروه‌های اکولوژیک بر روی دو محور بر اساس آنالیز CA45
شکل 4-3- متغیرهای محیطی در ارتباط با گروه‌های اکولوژیک48
شکل 4-4- متغیرهای محیطی در ارتباط با گونه‌های گیاهی49
شکل4- 5– نتایج رسته‌بندی DCA برای گونه‌های درختی و درختچه‌ای62
شکل 4-6- نتایج رسته‌بندی CCA برای ارتباط بین خصوصیات خاک و عوامل محیطی با زادآوری66
شکل 4-7- درصد فراوانی تیره‌ها.76
VI
شکل 4-8- طیف زیستی گیاهان منطقه بر اساس طبقه‌بندی رانکایر77

فصل اول: مقدمه وکلیات
1-1-مقدمه
پوشش گیاهی، شامل کلیه گونه‌های گیاهی و طرز پراکنش مکانی و زمانی آنها در یک ناحیه می‌باشد و از گونه‌های مختلفی تشکیل شده است (تالیس، 1991). گیاهان به صورت اجتماعی زندگی می‌کنند و در یک اکوسیستم، بین گیاهان و سایر اجزای آن ارتباط تنگاتنگی وجود دارد (بیبی، 1993، استیلینگ، 2002). از آنجایی که گیاهان تحت تأثیر عوامل محیطی مانند اقلیم، خاک و فیزیوگرافی می‌باشند به همین جهت برای سالیان متمادی آنها در طبقه‌بندی رویشگاه مورد استفاده قرار گرفته‌اند تا شرایط رویشگاهی و تولید بالقوه جنگل را نشان دهند (میرزایی و همکاران، 1386). از طرفی گرد آمدن درختان و درختچه‌ها و سایر گیاهان و جانوران کوچک و بزرگ در رویشگاه معین به هیچ وجه تصادفی نیست (احمدی و شیخ السلامی، 1383). پوشش گیاهی، شرایط و شایستگی‌های زیادی را در روی زمین برای مطالعه کردن دارد زیرا اولاً توزیع و تعریف تیپ‌های مختلف پوشش و جوامع گیاهی بعنوان علم فیتوسوسیولوژی معرفی می‌شود که در آن، تیپ‌ها و جوامع در نقشه‌های پوشش گیاهی به ترسیم کشیده می‌شوند و ثانیاً مطالعه روابط گونه‌های گیاهی و محیط زیست آنها بعنوان زیستگاهی برای جانوران، پرندگان و حشرات، مهم‌ترین نقش را در سرنوشت موجودات کره زمین بازی می‌نماید. اثرات ناهمگن بودن محیط بر روی پوشش گیاهی به خوبی شناخته شده است و هر چند چنین واکنش‌هایی از پوشش گیاهی در الگوی پراکندگی آنها متجلی می‌شود ولی عمدتاً ترکیب گیاهی را تغییر داده و در مقیاس کلان ظاهر می‌گردند (مقدم، 1380). داشتن اطلاعات از پوشش گیاهی ممکن است ما را در حل مسائل اکولوژیکی مانند اهداف مدیریتی بر پوشش و حفاظت بیولوژیک، کمک کند. در واقع، با مطالعه پوشش گیاهی و عوامل مختلف محیطی همچون فیزیوگرافی، خاک و اقلیم، می‌توان به پایداری جوامع گیاهی و همبستگی این عوامل با پوشش گیاهی پی برد که این مسئله از جهت توسعه و احیای جوامع جنگلی بسیار مهم و کاربردی است (بصیری، 1382). توصیف پوشش گیاهی همواره بخش مهمی از مطالعات اکولوژی را به خود اختصاص داده و ارتباط بین شرایط رویشگاهی و پوشش گیاهی توسط محققین مختلفی بررسی شده است (ویتنی، 1991.، هیکس و پیرسی، 1997 و کاشین و همکاران، 2003). از نظر جغرافیایی، کشور ایران در منطقه‌ای از نیمکره شمالی واقع شده است که معمولاً فقیر از جنگل می‌باشد. با این وجود، به دلیل تنوع اقلیمی کشور، وسعت زیاد آن و رشته کوههای البرز و زاگرس جنگلهای متنوعی در آن گسترش یافته‌اند. ناحیه رویشی زاگرس به عنوان وسیع‌ترین ناحیه رویشی کشور محسوب می‌شود (آریان‌وند و پیروکیلی، 1374)، که با طول متوسط 1500 کیلومتر و عرض 75 کیلومتر بین دو مدار 29 تا 38 درجه عرض شمالی و 45 تا 52 درجه طول شرقی از ارتفاع 650 تا 2700 متر از سطح دریا گسترش دارد (یوسفی و همکاران، 1381) که از سردشت واقع در استان آذربایجان غربی تا فسا واقع در استان فارس گسترش داشته و شامل استانهای آذربایجان غربی، کردستان، لرستان، کرمانشاه، ایلام، خوزستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و فارس می‌باشد. این جنگلها نقش بسیار مهمی در جلوگیری از فرسایش خاک، تلطیف آب و هوا و حفاظت محیط زیست منطقه و کشور ایفا می‌کنند. همچنین وجود گونه‌های متنوع گیاهی و جانوری این منطقه را متمایز از سایر مناطق ساخته و توجه اکثر محققین علوم زیستی را به خود معطوف ساخته است. امروزه این جنگل ها در معرض تخریب قرار گرفته‌اند (فتاحی، 1373). بنابراین این جنگلها نیاز مبرم به حمایت و حفاظت دارند که این هم نیازمند شناخت بهتر از روابط بین رستنی‌ها و شرایط رویشگاهی در اکوسیستم و تنوع زیستی آن می‌باشد که یکی از اهداف مهم مدیریت واحدهای زیست محیطی و دستیابی به اصل توسعه مستمر و پایدار می‌باشند. جنگلهای استان کهگیلویه و بویراحمد در ناحیه رویشی زاگرس جنوبی قرار گرفته‌اند و یک میلیون هکتار از جنگلهای زاگرس را شامل می‌شوند. گونه غالب این جنگلها بلوط ایرانی می‌باشد و گونه‌های دیگری از جمله بنه، بادام وحشی، زالزالک، زبان گنجشک، گلابی وحشی، افرا و غیره همراه آن حضور دارند. منطقه مورد تحقیق بخشی از جنگل‌های استان کهگیلویه و بویر احمد در 15 کیلومتری جنوب شرق یاسوج در منطقه وزگ قرار دارد که به لحاظ توپوگرافی، جهات جغرافیایی، غنای گونه‌ای و شرایط خاص رویشگاهی دارای تنوع بسیار خوبی بوده و چشم انداز رویشی خاصی را در منطقه به وجود آورده است. با توجه به اینکه گزارشی مبنی بر مطالعه اکولوژیک پوشش گیاهی در این منطقه مشاهده نشده است به همین منظور به جهت انجام مطالعات پوشش گیاهی و تفکیک جوامع موجود و بررسی تنوع زیستی منطقه جهت مدیریت بهتر این تحقیق انجام می‌شود. علاوه بر این در این تحقیق زادآوری طبیعی گونه‌های درختی و درختچه‌ای منطقه نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد تا با دستیابی به این اطلاعات بتوان گام مهم و مؤثری در جهت حفظ و احیای گونه‌های درختی و درختچه‌ای منطقه برداشت و با بررسی اثر عوامل مختلف محیطی بر زادآوری طبیعی گونه‌ها بتوان راهکارهای کاربردی و مناسبی در امر جنگل‌کاری گونه‌های بومی ارائه داد. به طور کلی می‌توان گفت که تحقیق حاضر اهداف زیر را دنبال خواهد کرد:
1- تعیین گروههای اکولوژیک گیاهی منطقه مورد مطالعه
2- تعیین مهمترین فاکتورهای محیطی مؤثر در تفکیک گروه‌های اکولوژیک
3-دستیابی به اطلاعاتی در خصوص تنوع زیستی منطقه و رابطه آن با فاکتورهای محیطی
4-بررسی زادآوری طبیعی گونه‌های درختی و درختچه‌ای و رابطه آن با فاکتورهای محیطی
5-شناسایی فلور گیاهی منطقه
فرضیات تحقیق
1- مهمترین فاکتورهای محیطی مؤثر در تفکیک گروه‌های اکولوژیک، جهت دامنه و ارتفاع از سطح دریا می‌باشد
2-تنوع زیستی گیاهی در منطقه تحت تأثیر جهت جغرافیایی بوده و از این لحاظ جهت شمالی تنوع بیشتری را داراست.
3-با افزایش ارتفاع از سطح دریا تنوع زیستی کاهش می‌یابد.
4-زادآوری گونه‌های درختی تحت تأثیر فاکتورهای خاکی می‌باشد.
5-تروفیت‌ها، بارزترین شکل زیستی منطقه هستند.
1-2-کلیات
1-2-1- اکولوژی
منابع طبیعی تجدید‌ شونده از مهم‌ترین و در عین حال از گران‌بهاترین سرمایه‌های طبیعی محسوب می‌شوند و نقش بسیار ارزنده‌ای در تولید فراورده‌های مختلف اعم از غذایی، دارویی و صنعتی دارند (اکبرزاده و رزاقی، 1381) و به عنوان بستر حیات بشر و توسعه پایدار اقتصادی محسوب می‌شوند (خلیلیان و طاهری، 1380). یکی از شیوه‌های اصولی نیل به این پایداری نسبی بوم شناختی، توجه به حفظ و افزایش تنوع گونه‌ای در اجرای عملیات زیست شناختی است (حقانی و حجتی، 1385). طبق تعریف، به مطالعه ارتباط بین موجودات زنده و محیط‌شان، اکولوژی گویند. محیط نه تنها در برگیرنده محیط فـیزیکی اسـت بـلکه شرایـط بـیولوژیـکی که موجود در آن زنـدگی می‌کند را در بر می‌گیرد (اسمیت، 1999). اکولوژی گیاهی یکی از شاخه‌های اکولوژی است که به مطالعه ارتباط گیاهان با عوامل محیطی می‌پردازد (کربز، 2001). پوشش گیاهی به لحاظ اکولوژیکی دارای جنبه‌های مهمی است چرا که پوشش گیاهی به عنوان یکی از اجزاء حیاتی یک اکوسیستم، ما حصل تولید اولیه است که این نیز خود پایه هرم غذایی بوده و در آخر به عنوان زیستگاه عمل می‌کند که در آن انواعی از موجودات زیست می‌کنند (مصداقی، 1378). با مطالعه اکولوژیک منابع و محیط، می‌توان توازنی بین تولید و بهره‌برداری ایجاد نمود.
1-2-3-جامعه گیاهی
گونه‌های گیاهی در طبیعت به تنهایی زندگی نمی‌کنند. آنها همواره به طور جمعی، منطقه‌ای را اشغال می‌کنند. جامعه گیاهی به مجموعه‌ای از گونه‌های گیاهی که در یک جای بخصوص با یکدیگر زندگی می‌کنند و یک قرابت با همدیگر داشته و یا یک اجتماع واضحی را نشان می‌دهند، گفته می‌شود (مصداقی، 1384). یک جامعه گیاهی مانند سایر جامعه‌ها از افراد متعددی تشکیل یافته است که در بعضی صفات با یکدیگر شباهت دارند و همین اشتراک منافع و وجود صفات مشترک سبب شده است که در شرایط واحد برویند. یکی دیگر از شاخه‌های علم اکولوژی، جامعه‌ شناسی گیاهی است که به فیتوسوسیولوژی معروف است که در آن اجتماعات گیاهی از نظر ترکیب گونه‌ای مورد بررسی قرار گرفته می‌شود (براون-بلانکه، 1932). جوامع گیاهی یکی از مهم‌ترین جنبه‌های اکولوژی گیاهی است (لوئیزیا و همکاران، 2001.، جیانگ و همکاران، 2000). در واقع با شناخت جوامع گیاهی که در برگیرنده تشخیص زیستگاهها است می‌توان چگونگی تحول یابی پوشش گیاهی را در یک محیط معین پیش بینی نمود. کلمنتس که نظریه ارگانیسمی را توسعه داد، معتقد است که هر جامعه گیاهی مانند یک واحد زیستی (موجود زنده) است که هر قسمت آن با سایر قسمت‌های دیگر ارتباط دارد و همچنین بیان کرد که پوشش گیاهی در نواحی مختلف به صورت منظم تکرار می‌شود. ‌در حالی که گلیسون عقیده دارد گرچه جوامع گیاهی در یک نقطه از مکان به صورت گروهی از گونه‌ها دیده می‌شوند اما این ترکیب منحصراً مربوط به همان نقطه‌ای است که وجود دارند. امروزه عقیده بر این است که توزیع پوشش گیاهی به صورت موزاییکی است (ویتاکر و لوین، 1977.، ویتاکر، 1953). برای شناخت و تفکیک جوامع گیاهی مکاتب مختلفی به وجود آمده‌اند. از میان مکاتب موجود، مکتب زوریخ- مونپلیه که توسط براون-بلانکه در سال 1928 پیشنهاد شده از اهمیت خاصی برخوردار است (کنت و کوکر، 1994). هدف کلی روش برون-بلانکه ساختن طبقه‌بندی جوامع گیاهی می‌باشد. مطالعه فیتوسیولوژی به روش برون- بلانکه توسط محققینی چون شمی‌ول، بیکینگ، پاولوسکی، پوره، مولر-دامبویس و واندرمال تشریح شده و روشهای اجرایی آن مورد بررسی قرار گرفته است.
1-2-4- گروه گونه اکولوژیک
به مجموعه‌ای از گونه‌های گیاهی که زندگی مشترکی دارند، گروه گونه اکولوژیک گویند. این گونه‌ها در شرایط محیطی مشابه با همدیگر رشد می‌کنند (کاشین و همکاران، 2003) و شرایط خاص محیطی از قبیل نور، رطوبت، حرارت و ویژگی‌های خاک در ایجاد ترکیبات گیاهی مشخص که گروه گونه‌های اکولوژیک نامیده می‌شوند، نقش بسزایی دارند (دیبنسکی و هولت، 2000.، وایت، 2002). به عبارت دیگر، گروه گونه‌های اکولوژیک ارتباط بین جوامع گیاهی و محیط رویشگاهی را نشان می‌دهند. گروه گونه‌های اکولوژیک بر اساس فراوانی چندین گونه از یک گروه ایجاد می‌شود (برگرون و بئوچارد، 1984 و اسپیز و بارنز، 1985). نواحی که از گروه گونه‌های اکولوژیک مشابه تشکیل شده باشند تشکیل گروههای اکولوژیک را می‌دهند. گروههای اکولوژیک واحدهای رویشی همگن جنگل بوده که از ترکیب فلوریستیک و محیطی یکسانی برخوردار هستند. (زاهدی و نویل، 1378). گروه گونه اکولوژیک اغلب در طبقه‌بندی پوشش گیاهی بکار می‌روند (براون و همکاران، 1996.، کونولوا و چی‌تری، 2004). هدف اصلی طبقه‌بندی پوشش گیاهی، نشان دادن ماهیت یک واحد گیاهی و ترکیب گونه‌های سازنده آن می‌باشد (مقدم، 1380)
طبقه‌بندی و گروه‌بندی اکولوژیک اراضی و رویشگاه‌های جنگلی از دهه 1980 تا به امروز از مباحث اصلی مدیریت جنگل بوده است (بارنز و همکاران، 1982). گروه گونه‌های اکولوژیک از طریق معیارهایی نظیر حضور و غیاب یا پوشش نسبی، در هر گروه به شناسایی اکوسیستم‌ها و طبقه‌بندی آنها کمک می‌کند. گروه‌ها با توجه به خصوصیات فیزیوگرافی و خاک تشکیل می‌شوند و از این طریق می‌توان ارزیابی سریعی از کیفیت رویشگاه‌ها و تهیه‌ی نقشه اراضی جنگلی داشته باشند و به تعیین عملیات جنگل شناسی کمک کنند (آرچمبولت و همکاران، 1990). روشهای متعدد برای طبقه‌بندی پوشش گیاهی ابداع و توسعه یافته است که روش تجزیه و تحلیل خوشه‌ای و تجزیه و تحلیل دو طرفه گونه‌های معرف به طور گسترده‌ای در مطالعات اکولوژی پوشش گیاهی برای تشخیص گروههای اکولوژیک در جنگلها به کار گرفته می‌شود (سهرابی و همکاران، 1386، بصیری و کرمی، 1385).
1-2-5- تنوع زیستی
بر اساس نتایج کنفرانس محیط زیست و توسعه سازمان ملل متحد (UNCED) هر گونه تغییرپذیری بین موجودات زنده در تمام منابع شامل: زمینی، دریایی، سایر اکوسیستم‌های آبی و فرایندهای اکولوژیکی آن را تنوع زیستی می‌نامند (پوربابایی و آهنی، 1383) که به بررسی تنوع بین گونه‌ها، تنوع در میان گونه‌ها و تنوع اکوسیستم‌ها می‌پردازد (بورلی، 2002). ارزیابی تنوع زیستی، درک انسان را از تغییرات پوشش گیاهی و محیط زیست بهبود می‌بخشد. جدا از اهمیت اقتصادی، جنگلها تضمین کننده بقا و پایداری آب، خاک و هوای سالم هر سرزمینی بوده و پشتوانه مطمئنی برای نگهداری و توسعه کشاورزی و سایر منابع تغذیه انسان محسوب می‌شوند (مجنونیان، 1986). اسمیت (1996) حفظ تنوع زیستی را به عنوان یکی از مهمترین اهداف در مدیریت رویش‌های طبیعی قلمداد کرده و همچنین بیان کرد که رویشگاهی که دارای تنوع زیستی بالایی باشد از پایداری اکولوژیکی و حاصلخیزی بیشتری برخوردار بوده و یک اکوسیستم پایدار و پویا خواهد بود. تنوع گونه‌ای و تنوع زیستی به طور خیلی گسترده در مدیریت منابع طبیعی و اکولوژیکی به کار می‌روند. تنوع گونه‌های گیاهی همیشه با مفهوم پایداری در اکوسیستم‌های جنگلی، همراه بوده است و مطالعه آن به لحاظ فراهم ساختن اطلاعات زیربنایی در تشریح فرآیندهای اکولوژیکی و به منظور مدل‌سازی عملکرد و پویایی رویش‌های جنگلی کاربرد فراوان دارد (گایرولا و همکاران، 2011). اصولاً بحث تنوع زیستی بیشتر بر دو موضوع تنوع گونه‌ای و تنوع اکوسیستم‌ها مطرح است و تنوع گونه‌ای مهمترین آنهاست (لئوست و ناچترگاله، 1996.، سچویلک و همکاران، 2006).
1-2-5-2- تنوع گونه‌ای و اجزای آن
تنوع گونه‌ای یکی از ویژگی‌های یک جامعه زیستی است و به تنوع در سطح منطقه‌ای یا محلی می‌پردازد (کربز، 1996) و اندازه جمعیت‌های معرف آن گونه‌ها در یک حوزه جغرافیایی معین است. تنوع گونه‌ای بخش عظیمی از مطالعات تنوع زیستی را به خود اختصاص داده و به طور کلی شامل دو جزء می‌باشد (لودیگ و رینولدز، 1988، کربس، 1998، مگوران، 1996): غنای گونه‌ای که شامل تعداد گونه‌ها در یک مساحت مشخص و یکنواختی چگونگی توزیع فراوانی نسبی افراد را در بین گونه‌ها می‌باشد (اولریچ، 2001).
1-2-5-3-انواع تنوع
ویتاکر (1972) سه اصطلاح را برای اندازه‌گیری تنوع زیستی در مقیاس مکانی بیان کرد. بنابراین، در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان تنوع را در مقیاس‌های متفاوت زیر بررسی نمود (مگوران، 1996، سات‌وود، 1978، وایت، 2000).
تنوع آلفا (α): تنوع آلفا تنوع درون زیستگاهی است. در واقع همان تنوع گونه‌های یافت شده در یک اجتماع، زیستگاه یا بوم سازگان خاص می‌باشد. بیشتر مطالعات اکولوژیک مرتبط با تنوع زیستی روی تنوع آلفا متمرکز می‌شود (زوبل و همکاران، 1993، تونتری، 1994، ری‌بنیاز، 1995). مولز (1999) تنوع گونه‌ای را ترکیبی از تعداد گونه‌ها و فراوانی نسبی آنها تعریف کرد.
تنوع بتا (β): تنوع بتا یا تنوع بین زیستگاهی، تنوع بتا به مقدار تغییرات گونه‌ها در طول گرادیان محیطی اشاره دارد (ویتاکر، 1972، ویلسون و شمیدا، 1984 و ایشیدا، 2005). از طریق تنوع بتا می‌توان سرعت تغییرات تنوع گونه‌ای (تعداد یا یکنواختی آنها) را بین جوامع مختلف و یا در طول شیب‌های محیطی بررسی کرد (ویلسون و موهلر، 1987).
تنوع گاما (): تنوع گاما یا تنوع منطقه‌ای، تنوع یک واحد بزرگ و یا یک منظر یا چشم‌انداز است (لئوست، 1996). در واقع غنای گونه‌ای محدوده‌ای از زیستگاه‌ها در یک منطقه جغرافیایی، تنوع گاما نامیده می‌شود که خود به دو جز تنوع آلفا و بتا تقسیم می‌شود. هانتر (2002) تنوع گاما را تنوع گونه‌ای در مقیاس جغرافیایی نامید.
1-2-5-4- روش‌های اندازه‌گیری تنوع
اندازه‌گیری تنوع، که یکی از مهم‌ترین مفاهیم در بوم شناسی است، می‌تواند به روش‌های مختلف انجام شود (کربز، 1998). تنوع به منظور توصیف رویشگاه‌ها و مقایسه مناطق به وسیله شاخص‌‌هایی اندازه‌گیری می‌شود که در ساده‌ترین شکل خود لیستی از گونه‌ها و با شمارش آن‌هاست (بارنز، 1998). مروری کلی بر منابع مربوط به تنوع نشان می‌دهد که تعداد زیادی شاخص جهت اندازه‌گیری آن معرفی شده است (بیش از 66 شاخص تنوع) که هر کدام از این شاخص‌ها سعی دارند تا تنوع یک واحد نمونه‌برداری یا یک جامعه را با یک عدد یا نمودار مشخص سازند. تعیین و برآورد تنوع زیستی گیاهی اغلب در قالب شاخص‌های عددی غنای گونه‌ای، یکنواختی و تنوع گونه‌ای مورد توجه واقع می‌شوند (پوربابایی، 1383).
1-2-5-5- شاخص‌ها و نمایه‌های ریاضی برای اندازه‌گیری تنوع
با توجه به آنچه که گفته شد، تنوع گونه‌ای دارای سه جنبه می‌باشد، غنای گونه‌ای، یکنواختی که هر کدام از این جنبه‌ها دارای شاخصها و نمایه‌های مختص به خود می‌باشند.
1-2-5-5-1-شاخص‌های تنوع گونه‌ای
برای محاسبه تنوع گونه‌ای چند شاخص وجود دارد که عبارتند از:
الف)- نمایه سیمپسون (سیمپسون، 1949)
این نمایه تنوع گونه‌ای را از طریق رابطه زیر به دست می‌آورد:
(رابطه1-1)
که در آن:
S: تعداد گونه
N: تعداد کل افراد جامعه
:ni تعداد افراد گونه iام : نمایه سیمپسون
این نمایه درصد تنوع را به ما می‌دهد، یعنی اگر دو فرد را از یک جامعه به صورت تصادفی بگیریم، چند درصد احتمال دارد که این دو فرد از دو گونه مختلف باشند. شاخص سیمپسون از صفر تا تقریباً یک تغییر می‌کند.
ب)- نمایه شانون- وینر (شانون- وینر، 1964)
رابطه‌ای که برای این نمایه مورد استفاده قرار می‌گیرد به شکل زیر است:
(رابطه 1 -2)

: نمایه شانون- وینر
:Pi فراوانی نسبی افراد گونه i در نمونه مورد نظر
مقدار این شاخص از 5/1 تا 5/3 متغیر می‌باشد.
1-2-5-5-2-شاخص‌های غنای گونه‌ای
غنای گونه‌ای که به نام تراکم گونه‌ای نیز خوانده می‌شود به مفهوم تعداد کل گونه‌های موجود است که شاخص‌های ریاضی برای اندازه‌گیری آن عبارتند از:
الف)شاخص غنای مارگالف (مارگالف، 1997)
که در این شاخص از رابطه (1- 3) برای محاسبه غنای گونه‌ای استفاده می‌شود:
(رابطه1- 3)
که در آن:
R: غنای گونه‌ای
S: تعداد گونه
N: تعداد افراد

ب) شاخص غنای منهینیک (منهینیک، 1964)
که از رابطه زیر استفاده می‌شود:
(رابطه1-4)

1-2-5-5-3-شاخص‌های یکنواختی گونه‌ای
مؤلفه دیگر، یکنواختی است که از نسبت هر شاخص تنوع به حداکثر مقدار آن حاصل می‌شود، به عبارت دیگر یکنواختی چگونگی توزیع افراد را بین گونه‌های مختلف نشان می‌دهد و مقدار آن بین عدد صفر و یک تغییر می‌کند، که برای محاسبه آن از شاخص یکنواختی پیلو استفاده گردید.
پیلو (پیلو، 1975):
E1=Hln(S)
(رابطه 1-5)
1-2-6- فلور
مطالعه منشأ جغرافیایی و بررسی فلورستیک رویش‌های هر منطقه از مؤثرترین روشها جهت شناخت ظرفیت و نیز مدیریت و حفاظت از ذخایر توارثی تنوع زیستی است و می‌تواند اطلاعات و نتایج بنیادی و ارزشمندی برای درک ویژگی‌های طبیعی به ما بدهد. تعریف پوشش گیاهی بر مبنای فلورستیک به این معنی است که هر گونه در داخل جامعه مورد بررسی باید معرفی گردد. در روش پوشش گیاهی بر اساس داده‌های فلورستیکی بایستی گونه‌های گیاهی جامعه شناسایی شوند. در این روش یکی از فاکتورهایی که می‌تواند به ما کمک کند، اشکال زیستی می‌باشد. شکل زیستی هر گونه گیاهی بر اساس سازش‌های اکولوژیک گیاه با شرایط محیطی به وجود آمده است. در واقع این سیمای ظاهری نوعی سازش فیلوژنیک با شرایط محیطی معین است. گیاهانی که با شکل زیستی مشابه در کنار هم رشد می‌کنند ممکن است به طور مستقیم با یکدیگر برای فضا یا آشیان اکولوژیک رقابت نمایند. این تشابه ساختاری و شکل بیانگر مشابهت در سازش جهت بهره‌گیری از منابع محیطی موجود در یک مکان معین است (مبین، 1360). به طور کلی اشکال زیستی در هر اجتماع گیاهی متفاوت می‌باشند و در واقع همین تفاوت اشکال زیستی، اساس ساختار اجتماعات گیاهی را تشکیل می‌دهند (اسماعیل‌زاده و همکاران، 1383). تاکنون فنون مختلفی برای طبقه‌بندی اشکال زیستی گیاهان انجام شده است که یکی از مشهورترین فنون ساختاری توصیف پوشش گیاهی، روش فرم رویشی رانکایر است (رانکایر، 1934). وی بر اساس محل ظهور جوانه‌های رشد در هر گونه (که معمولاً در فصل مساعد، رشد گیاهان از همین محل شروع می‌شود) یک طیف بیولوژیکی را ارائه نمود. طبقه‌بندی فرم رویشی رانکایر بر اساس این فرض است که مورفولوژی گونه‌ها با عوامل آب و هوایی کاملاً مرتبط می‌باشد. مناطق حاره‌ای مرطوب مساعدترین شرایط را برای گونه‌ها از نظر تشعشات خورشیدی، دما و نزولات فراهم می‌آورد در حالی که سایر محیط‌ها با کمبود رطوبت، تشعشعات خورشیدی و یا دما مواجه‌اند، در نتیجه گونه‌ها درجات متفاوتی از سازش را نشان داده و عکس العمل آنها در جابجایی محل ظهور جوانه‌ها بروز می‌نماید. در راستای شناسایی گونه‌های گیاهی بر اساس فیزیونومیک مطالعات زیادی صورت گرفته است (پوررضایی و همکاران، 1389.، ایرانبخش و همکاران، 1387.، صفی‌خانی و همکاران 1386).
بر اساس طبقه‌بندی رانکایر اشکال زیستی یا فرم رویشی گیاهان به صورت زیر معرفی می‌شود (مصداقی، 1380).
فانروفیت: شامل درختان می‌باشد چون جوانه‌ی احیاکننده‌ی آنها بالای ارتفاع 25 سانتی‌متر است.
همی‌کریپتوفیت: جوانه‌ی احیا کننده در سطح زمین است و اندام احیا‌کننده در زمستان از بین می‌رود بسیاری از گیاهان یکساله و چند ساله از این گروه هستند.
کریپتوفیت: جوانه‌ی احیاکننده‌ی آنها در زیر زمین است (آنهایی که ریزوم (غده) یا پیاز یا ساقه‌ی زیرزمینی دارند جزء ژئوفیت‌ها هستند. گیاهانی که کلاً داخل آب هستند از نوع هیدروفیت هستند.
کامه‌فیت: شامل گیاهانی است که حالت پشته‌ای دارند و جوانه‌ی احیای آنها بین سطح زمین و ارتفاع 25 سانتی‌متر می‌باشد.
تروفیت: این نوع گیاهان زود گذر هستند کل دوره‌ی رویشی خود را در مدت زمان کوتاهی سپری می‌کنند (15 روز یا حداکثر یک ماه) در آغاز فصل که هوا گرم است قبل از رسیدن دوره‌ی سرما دوره‌ی رویشی خود را تمام می‌کنند و در این مدت دانه‌ها را ایجاد می‌کنند، تکثیر اینها با دانه است.
اپی‌فیت: گیاهانی که روی گیاهان دیگر به عنوان تکیه‌گاه زندگی می‌کنند از این گروه هستند، مثل پیچنده‌ها. این نوع فرم رویشی شرایط اکولوژیکی بسیار مساعد لازم دارند.
1-2-7- زادآوری
زادآوری جنگل به پدیدهای اطلاق میشود که در نتیجه آن به جای درختان، نتاج خواه به صورت دانه‌زاد یا شاخهزاد پا به عرصه حیات گذارد و بقای جنگل را تداوم بخشد (جزیرهایی، 1379). بدون شک زادآوری و تضمین استمرار جنگل یکی از مهمترین جنبههای مدیریت پایدار جنگلهاست و توجه به آن باید در اولویت طرحهای جنگلداری قرار گیرد (توانکار و همکاران، 1388). استقرار زادآوری در جنگل، ضامن بقای جنگل و تولید مستمر در آن میباشد که به این جهت همواره مورد توجه جنگلشناسان بوده است (سفیدی، 1386). عمل تجدید حیات یا زادآوری جنگل در جنگلهای طبیعی خودبخود صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر هر جنگل طبیعی قادر است بدون دخالت انسان نسل و بقای خود را حفظ کند یا تجدید نماید (مروی‌مهاجر، 1383). هدف اصلی از مدیریت منابع طبیعی حفظ تنوع زیستی و تداوم زادآوری در اکوسیستم‌های طبیعی است (اسمیت، 1996). همچنین اهمیت بالای زادآوری طبیعی از نقطه نظر تنوع گونه‌ای، پایداری بیشتر و همچنین هزینه‌های کمتر نسبت به انجام جنگل‌کاری‌ها و نیز تأثیرات مهم عوامل محیطی بر زادآوری طبیعی سبب شده که محققین مختلف به بررسی زادآوری طبیعی در رابطه با عوامل توپوگرافی و خاکی بپردازند (میرزایی، 1386 و حسینی، 1387).
1-2-8- عوامل محیطی
عوامل محیطی (خاک و فیزیوگرافی) در بررسی‌های اکولوژیکی به طور گسترده‌ای استفاده می‌شوند. خاک و توپوگرافی و همچنین تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم آنها در روابط اکولوژیک از اهمیت بالایی برخوردار است. بسیاری از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک‌ها مثل اسیدیته و قابلیت دسترسی به عناصر غذایی هم از گیاهان تأثیر می‌پذیرد و هم روی گیاهان تأثیر می‌گذارد. برهمکنش بین گیاهان و خصوصیات خاک و فیزیوگرافی توسط بسیاری از محققان مورد بررسی قرار گرفته است (آن و همکاران، 1997 و لی‌یو و همکاران، 1996). خصوصیات فیزیکی و شیمیایی می‌تواند تأثیر معنی‌داری بر رشد و توزیع گونه‌های گیاهی داشته باشد (وزل و همکاران، 2000).
1-2-8-1- فیزیوگرافی
فیزیوگرافی که به معنای شکل‌ سطحی یک منطقه می‌باشد و تأثیر زیادی بر تنوع گیاهان و پراکنش آنها دارد (بارنز، 1998). محققین مختلفی تفاوت در کیفیت یک رویشگاه یا ترکیب گونه‌ای را در نتیجه تفاوت در توپوگرافی آن منطقه دانسته‌اند (بولیز و تاجشمن، 1984.، مک‌نب، 1989 و هیکس، 1998). عوامل مختلف توپوگرافی را می‌توان به صورت مجزا مانند ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت مورد بررسی قرار داد.
1-2-8-1-1- ارتفاع از سطح دریا
ارتفاع از سطح دریا یکی از عوامل تأثیرگذار و محدودکننده رویش و پراکنش گونه‌های گیاهی است. از نتایج خیلی عادی که از تغییرات ارتفاع از سطح دریا حاصل می‌شود به وجود آمدن طبقات رستنی‌ها و تیپ‌های جنگلی متمایز می‌باشد (طباطبایی و قصریانی، 1371). ارتفاع از سطح دریا یکی از مهمترین عواملی است که با تأثیر بر میزان و نوع بارندگی، دما، تبخیر، تعرق، شدت تشعشعات خورشیدی، تشکیل و تکامل خاک بر نوع و تراکم پوشش گیاهی تأثیر بسزایی دارد.
1-2-8-1-2- جهت‌ جغرافیایی
جهت جغرافیایی نیز در پراکنش، ترکیب گونه‌ای و تنوع تأثیر دارد. جهت‌های جغرافیایی بخاطر تفاوت در میزان رطوبت در جهت‌های مختلف همچنین بخاطر تغییر میزان تابش نور خورشید و تغییر درجه حرارت بر روی میکروکلیما به ویژه دمای هوا و رطوبت خاک و در نتیجه در پراکنش و رویش گیاهان اثر دارد (روسنبرگ و همکاران، 1983) این تأثیر بخصوص در مناطقی که میزان بارندگی و رطوبت کم باشد قابل توجه است (اسمال، 2005). دامنه‌هایی که رو به آفتاب قرار دارند، گرمای بیشتری داشته و توان تولید بیوماس نیز در آنها بیشتر است. عموماً، دامنه‌های گرم‌تر از تنوع بیشتری برخوردار می‌باشند. در مقیاس وسیع، جهت دامنه یکی از عوامل مهم در تشکیل اشکوب‌های مختلف رویشی در مناطق کوهستانی است. در این زمینه مطالعات زیادی صورت گرفته که می‌توان به مطالعات باله و همکاران در سال 1998 و بدانو و همکاران در سال 2005 اشاره کرد.
1-2-8-1-3- شیب
شیب عامل فیزیوگرافی مهمی است که می‌تواند در پراکنش گونه‌های گیاهی مؤثر باشد زیرا میزان شیب در عمق و زهکشی خاک مؤثر است (دانتیا و ایوانچی، 1994، بل و همکاران، 2005 و ابراهیمی‌کبریا، 1381). میزان شیب همچنین در استقرار نوع درخت و جامعه گیاهی دخالت دارد به طوری که گونه‌هایی که احتیاج به خاکهای عمیق ندارند در شیب‌های تندتر ظاهر می‌شوند.
1-2-8-2- خاک
خاک یکی از مهم‌ترین اجزای تشکیل دهنده جنگل است. درختان مواد غذایی مورد نیاز خود را از خاک می‌گیرند و ریشه آنها که وظیفه جذب آب و غذا و استقرار درخت را بر عهده دارد، در خاک قرار دارد. تنوع در سطوح خاک، برای گیاهان مهم است (فو و همکاران، 2004). ویژگی‌هایی چون نوع بافت، درصد مواد آلی، ساختمان خاک، تهویه خاک، میزان شوری، pH خاک، میزان عناصر غذایی موجود در خاک، قابلیت جذب آنها و نسب آنها به یکدیگر بر تغذیه گیاه اثر می‌گذارند. خاک، دگرگونی‌ اکوسیستم‌ها را منعکس می‌کند (دیالیس، 1964) آگاهی از وضعیت جوامع گیاهی و ویژگی‌های خاک یک اکوسیستم کمک شایانی در برآورد و روند پویایی آن می‌نماید چرا که این موارد، شالوده یک اکوسیستم محسوب شده و اثرهای متقابلی بر یکدیگر دارند.
1 -2-8-2-1- خصوصیات فیزیکی
خصوصیات فیزیکی خاک نقش مهمی در توسعه و پراکنش گیاهان دارند. فاکتورهای فیزیکی مانند درجه سنگی بودن خاک با تأثیر گذاشتن بر میزان آب، تأثیراتی در تعیین پراکنش تیپ‌های عمده پوشش گیاهی دارد (انی‌رایت و همکاران، 2005). در واقع خواص فیزیکی می‌تواند در توسعه یا عدم توسعه ریشه‌دوانی یک گیاه مؤثر باشد. درصد رس، درصد شن، درصد سیلت ریز و درشت نیز از جمله خصوصیات فیزیکی خاک می‌باشند.
1-2-8-2-2- خصوصیات شیمیایی
بسیاری از خصوصیات شیمیایی خاک در قالب عناصر غذایی و و ذخیره کربن در شکل‌گیری مراحل شیمیایی تأثیرگذار می‌باشد (اسچونهولت و همکاران، 2000). از جمله خصوصیات شیمیایی خاک می‌توان ماده آلی، اسیدیته خاک، شوری، نیتروژن، پتاسیم، کلسیم را نام برد.
1-2-9- روش‌های آماری در آنالیز پوشش گیاهی
آمار چند متغیره برای پیش‌بینی اکولوژیکی و پارامترهای محیطی مورد استفاده قرار می‌گیرد (کالر، 2001). داده‌ها در اکولوژی در قالب یک ماتریس می‌باشد که واحدهای نمونه‌برداری در ستون‌ها و گونه‌ها در ردیف‌های ماتریس قرار می‌گیرند. در داخل ماتریس، داده‌های مربوط به حضور و غیبت و یا برآوردهای دیگری مانند درصد پوشش تاجی ثبت خواهد شد.
اکولوژیست‌ها روش‌های مختلفی برای سازماندهی داده‌های اکولوژیکی در جوامع گیاهی بکار می‌برند: روش‌های طبقه‌بندی و روش‌های رسته‌بندی پوشش گیاهی.
1-2-9-1- روش طبقه‌بندی
در روش طبقه‌بندی، جمع کردن مجموعه‌ای از افراد (نمونه‌های پوشش گیاهی یا قاب‌ها) بر اساس صفات (ترکیب فلورستیکی) آنهاست. حاصل طبقه‌بندی مجموعه‌ای از گروه‌های مشتق شده از افراد می‌باشد که هر فردی در داخل هر گروه در مقایسه با افراد گروه‌های دیگر، شباهت بیشتری با افراد گروه خودش دارد (مصداقی، 1380). روشهای متعدد برای طبقه‌بندی پوشش گیاهی ابداع و توسعه یافته است که روش تجزیه و تحلیل خوشه‌ای و تجزیه تحلیل دو طرفه گونه‌های معرف به طور گسترد‌ه‌ای در مطالعات اکولوژی پوشش گیاهی برای تشخیص گروههای اکولوژیک به کار گرفته می‌شود (اسحاقی‌راد، 1388).
الف- روش تجزیه و تحلیل خوشه‌ای
در این روش ابتدا ماتریس فاصله بین قطعات نمونه محاسبه شده، سپس بر اساس معیاری مشخص از فاصله بین قطعات نمونه یا گروهها، دو گروه انتخاب و در هم ادغام می‌شوند. معمولاً نتایج به صورت دندروگرامی از قطعات نمونه نمایش داده می‌شود که به وسیله فاصله بین گروهها یا روشهای دیگر مقیاس‌بندی می‌شود. نقطه توقف، برای شکل‌گیری خوشه‌ها (گروهها) بر اساس تجربه است (مک‌نب و همکاران، 1999) پس از طبقه‌بندی رویشگاه و تهیه گروه‌های اکولوژیک، محاسبه ارزش شاخص گونه‌ها برای تشخیص گونه‌های شاخص هر گروه به عمل می‌آید. در روش تجزیه و تحلیل خوشه‌ای جوامع گیاهی با محاسبه وفور نسبی و فراوانی نسبی ارزش گونه‌های هر گروه محاسبه می‌شود.
ب-تحلیل دو طرفه گونه‌های معرف (TWINSPAN)
این روش به روش لگیندر و دفورد نیز معروف می‌باشد و فقط برای گونه‌های گیاهی قابل استفاده است. روش تجزیه و تحلیل گونه‌های معرف، ارزشهای معرف هر گونه را در گروههای مختلف بر اساس فراوانی و فرکانس نسبی گونه‌ها (نسبت قطعات نمونه‌ای که یک گونه در آن حضور دارد به تعداد کل قطعات نمونه همان گروه) در هر گروه ایجاد می‌نماید (مک‌کین و همکاران، 2003). بیشترین مقدار معرف یک گونه در میان گروهها به عنوان ارزش معرف کل آن گونه در نظر گرفته می‌شود و در نهایت حداکثر مقدار ارزش معرف گونه‌ها به وسیله آزمون مونت کارلو از نظر آماری مورد آزمون قرار می‌گیرد. نتایج تجزیه و تحلیل گونه‌های معرف به صورت جدول دو طرفه از گونه‌ها و قطعات نمونه ارائه می‌شود.
1-2-9-2-روش‌های رسته‌بندی
روش‌های رسته‌بندی بخشی از آنالیز گرادیان هستند در آنالیز گرادیان، تغییرات ترکیب گونه‌ای به تغییرات عوامل محیطی مرتبط می‌شود (مصداقی، 1380). آنالیز گرادیان بر دو نوع مستقیم و غیرمستقیم می‌باشد (تربراک و پرینتیس، 1988). در آنالیز گرادیان غیرمستقیم بر طبق نظر آستین (1968) رج‌بندی محیطی از داده‌های محیطی جهت منظم کردن داده‌های حاصل از پوشش گیاهی استفاده می‌شود که بر اساس آنالیز داده های فلورستیکی و مستقل از دخالت هر عامل محیطی می‌باشد و داده‌های محیطی تنها در مرحله تفسیر وارد مطالعه می‌شوند .در رسته‌بندی مستقیم، آنالیز داده‌ها با در نظر گرفتن عوامل محیطی می‌باشد. روش‌های عمده رج‌بندی پوشش گیاهی شامل تحلیل مولفه‌های اصلی، تحلیل تطبیقی غیر جهت‌دار، که جز روش‌های تحلیل گرادیان غیر‌مستقیم و تحلیل تطبیقی متعارف از انواع تحلیل گرادیان مستقیم می‌باشد.
- تحلیل مولفه‌های اصلی (PCA)
این روش بطور گسترده در اکولوژی گیاهی بکار گرفته می‌شود (اورلوسی، 1978). تحلیل PCA برای کاهش تعداد متغیرها و تعیین مهمترین آنها به کار گرفته می‌شود. این روش مناسب برای مناطق کوچک و دارای گرادیان با طول کوتاه است و پیش فرض‌ها برای اجرای این روش نرمال بودن داده‌ها و وجود رابطه خطی بین متغیرها می‌باشد (کنت و کوکر، 1994).
-تحلیل تطبیقی غیر جهت‌دار(DCA)
آنالیز DCA از روشهای رسته‌بندی غیرمستقیم محسوب شده و نوع بهبود یافته‌ای از روشهای معدل‌گیری معکوس و آنالیز تطبیقی است که از سال 1980 تاکنون به طور گسترده‌ای در رسته‌بندی پوشش گیاهی استفاده شده است (مصداقی، 1380).
-تحلیل تطبیقی متعارف (CCA)
روش (CCA) یکی از کارآمدترین روشهای رسته‌بندی مستقیم برای بررسی میان گونه‌ها و عوامل محیطی محسوب می‌شود که توسط اکولوژیست هلندی به نام تربریک توسعه یافته است. در این رسته‌بندی از داده‌های مربوط به ماتریس گونه در قطعات نمونه به همراه داده‌های ماتریس عوامل محیطی در قطعات نمونه استفاده می‌شود (مصداقی، 1380).
فصل دوم: مروری بر پژوهش‌های انجام شده
2-1- مطالعات صورت گرفته در زمینه گروه اکولوژیک و ارتباط آن با عوامل محیطی
برای شناخت عوامل مؤثر بر پوشش گیاهی در خارج و داخل کشور مطالعات زیادی صورت گرفته است که از مهمترین آنها میتوان موارد زیر را ذکر نمود:
زاهدی و محمدی لیمائی (1381) در بررسی ارتباط بین گروههای اکولوژیکی گیاهی با عوامل رویشگاهی در جنگلهای میان‌بند نکا با استفاده از روش آنالیز TWINSPAN و PCA به این نتیجه رسیدند که بین گروههای اکولوژیکی و جهت جغرافیایی ارتباط معنی‌داری وجود دارد، ولی بین گروههای گیاهی و مشخصه‌هایی چون شیب و ارتفاع از سطح دریا رابطه معنی‌داری مشاهده نشد.
در مطالعه‌ای که توسط مهدی‌نیا و همکاران (1385) با هدف بررسی جوامع گیاهی و رابطه آنها با متغیرهای فیزیوگرافی از قبیل ارتفاع از سطح دریا، درجه شیب، جهت شیب در بخشی از حوزه آبخیز بابلرود واقع در جنوب شهرستان بابل صورت گرفت، به این نتیجه رسیدند که بین جوامع گیاهی موجود و متغیرهای محیطی تفاوت معنی‌داری وجود دارد و همچنین نتایج نشان داد که عامل ارتفاع مهمترین عامل در تفکیک جوامع گیاهی منطقه می‌باشد.
تیمورزاده و همکاران (1382) در بررسی جامعه‌ شناسی گیاهی جنگلهای شرق اردبیل به این نتیجه رسیدند که در این منطقه سه گروه اکولوژیک وجود دارد و عامل ارتفاع از سطح دریا دارای تأثیر معنی‌داری روی تنوع و تراکم پوشش گیاهی در دو جامعه فندق ـ بلوط و فندق ـ کرب است. همچنین شیب و جهت جغرافیایی نیز در تغییر پوشش گیاهی نقش مهمی دارد بطوریکه جامعه فندق ـ بلوط در ارتفاع 1460-1380 متر از سطح دریا و در شیب‌های 35-5 درصد و در جهت‌های جنوبی و جنوب ‌غربی قرار دارد و جامعه فندق-راش در ارتفاع 1500-1370 متر و در شیب 60-10 درصد و در جهت‌های شمالی و شمال غربی و جامعه فندق-کرب در 1500-1440 متر، شیب 15-2 در جهت جنوبی مستقر هستند.
در مطالعه‌ای حمزه و همکاران (1387) به بررسی پوشش گیاهی جنگلهای چهار زبر در استان کرمانشاه پرداختند، در تجزیه و تحلیل داده‌های جامعه شناختی گیاهی به این نتیجه رسیدند که در این منطقه یک جامعه گیاهی و دو زیرجامعه وجود دارد. جامعه گیاهیAstragalo tortousi – Quercetum persicae در جهت‌های شمالی، شمال شرقی، شرقی، جنوبی و غربی و دارای درصد
شیب بین 3 تا 60 درصد واقع شده است. زیر جوامع گیاهی تشخیص داده شده نیز از نظر جهت، میزان شیب و میزان ماده آلی خاک متفاوت هستند.
پوشش گیاهی منطقه جنگلی شمال کشور توسط متاجی و بابایی کفاکی (1385) با استفاده از روش براون – بلانکه مورد بررسی قرار گرفت و در پی آن جوامع گیاهی براساس تجزیه و تحلیل داده های پوشش گیاهی به روشهای آنالیز تطبیقی نااریب (DCA) و آنالیز دو طرفه گونه‌های معرف (TWINSPAN) تعیین گردید. با توجه به نتایج حاصل از این بررسی، 6 جامعه گیاهی در منطقه قابل تشخیص بود. الگوی پراکنش جوامع گیاهی بر اساس شرایط فیزیوگرافیکی نشان داد که جوامع گیاهی شناسایی شده بیشتر در جهت‌های جغرافیایی جنوبی و جنوب غربی استقرار داشته و به لحاظ ارتفاع از سطح دریا دارای نیمرخ رویشی متفاوت می‌باشند. بطوریکه در ارتفاعات 1600-200 مستقر هستند.
اسماعیل‌زاده و همکاران (1386) به بررسی جوامع گیاهی رویشگاه سرخدار (Taxus baccata) واقع در افراتخته گرگان پرداختند. پس از بررسی داده‌های فیتوسوسیولوژی دو جامعه، تشخیص داده شد. همچنین نتایج بررسی همبستگی فاکتورهای شکل زمین (ارتفاع از سطح، شیب دامنه و جهت شیب) با جوامع سرخدار نشان داد که پراکنش جوامع تشخیص داده شده اساساً تحت تأثیر عامل شیب قرار دارد.
در بررسی اکولوژیکی رویشگاه ارغوان در شمال ایلام که توسط میرزایی و همکاران (1385) انجام گرفت اینطور گزارش کردند که مهمترین عامل محیطی تأثیرگذار بر پوشش منطقه ارتفاع از سطح دریا می‌باشد.
بصیری و همکاران (1389) به بررسی ارتباط گروه‌های اکولوژیک گیاهی با برخی عوامل خاک در منطقه گلزار ایذه در خوزستان پرداختند. برای این منظور، از روش نمونه‌برداری تصادفی سیستماتیک استفاده گردید و در نهایت 40 پلات برداشت شد. نتایج نشان داد که جوامع گیاهی در این منطقه را می‌توان به سه گروه اکولوژیک تقسیم کرد. همچنین نتایج تحلیل تشخیص بیانگر این بود که مهمترین فاکتور خاک که همبستگی معنی‌داری با سه گروه نشان داد، اسیدیته خاک می‌‌باشد.
نجفی و همکاران (1387) به بررسی رابطه عوامل اکولوژیک با انتشار جوامع گیاهی در منطقه‌ حفاظت شده گنو پرداختند. در این پژوهش رابطه جوامع گیاهی با عوامل محیطی به روش تجزیه و تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) بررسی شد. نتایج این تحقیق نشان داد که از بین عوامل محیطی مورد بررسی مهمترین فاکتورهای مؤثر در جداسازی جوامع گیاهی منطقه، درصد شیب رویشگاه می‌باشد.
پوربابایی و همکاران (1389) رابطه بین گروه گونه‌های اکولوژیک را با عوامل محیطی در جنگلهای منطقه قلارنگ (استان ایلام) مورد مطالعه قرار دادند. برای آنالیز داده‌ها از روشهای چند متغیره PCA و CCA استفاده کردند. نتایج آنالیز چند متغیره، 5 گروه گونه اکولوژیک را در منطقه مورد مطالعه نشان داد. از بین عوامل محیطی، ارتفاع از سطح دریا مهمترین عامل تفکیک کننده گروه گونه‌های اکولوژیک بود.
اجتهادی و همکاران (1386) در بررسی تأثیر ویژگی‌های خاک و فیزیوگرافی بر تنوع گونه‌ای جنگل‌های منطقه دودانگه ساری به این نتیجه رسیدند که از بین عوامل مختلف خاک و فیزیوگرافی، ارتفاع از سطح دریا به عنوان مهم ترین عامل در تفکیک تیپ‌های جنگلی این منطقه می‌باشد.
جعفری و همکاران (1387) در مطالعه‌ای آنالیز گرادیان مستقیم گونه‌های گیاهی و عوامل محیطی در گروه‌های اکولوژیک مراتع زیرکوه قاین را بررسی کردند. از روش آنالیز افزونگی (RDA)، به عنوان یکی از روش‌های آنالیز گرادیان مستقیم، برای آزمون روابط بین گونه‌های گیاهی و عوامل محیطی استفاده شد. محور یک RDA همبستگی معنی‌داری با شیب نشان داد، در حالی که محور دو تنها با سیلت خاک همبستگی معنی‌داری داشت. این گرادیان‌ها همبستگی نزدیکی با دو محور اول RDA دارند و 96% روابط گونه عوامل محیطی را در بین گروه‌های اکولوژیک مراتع زیر کوه قاین شامل می‌شوند.
اثر ویژگی‌های خاک و عوامل فیزیوگرافی رویشگاه مراتع بخشی را آبخیز هراز استان مازندران در ارتباط با توزیع جوامع گیاهی توسط محسن‌نژاد و همکاران (1389) بررسی شد. نتایج حاصل از روشهای تجزیه چند متغیره، بیانگر وجود ارتباط معنی‌دار بین عوامل محیطی (خاکی و توپوگرافی) و جوامع گیاهی است. عوامل خاک و توپوگرافی حدود 30 درصد از تغییرات پوشش گیاهی را در بردارند. نتایج همچنین نشان داد که نقش عوامل خاکی در تفکیک جوامع گیاهی بیشتر از توپوگرافی است.
اسحاقی‌راد و همکاران (1388) ارتباط بین پوشش گیاهی با عوامل محیطی را در جوامع راش در جنگل خیرودکنار نوشهر مطالعه کردند. برداشت فلورستیک در قطعات نمونه 400 متر مربعی و با استفاده از جدول براون-بلانکه ثبت گردید. از آنالیز DCA و CCA برای تجزیه و تحلیل استفاده گردید. نتایج بررسی نشان داد که پراکنش گونه‌ها در جوامع راش منطقه مورد مطالعه عمدتاً به عامل جهت جغرافیایی مرتبط می‌باشد.
رستمی (1389) در بررسی ارتباط گروه‌های اکولوژیک گیاهی با برخی عوامل رویشگاهی در استان ایلام اینطور نتیجه گرفتند که در منطقه سه گروه اکولوژیک وجود دارد بطوریکه گروه اکولوژیک بلوط در تمام شیب‌ها، جهت‌ها و طبقات ارتفاعی بجز ارتفاعات بالای 1800 متر دیده می‌شود. همچنین این گروه در جهت‌های جنوبی بیش از جهت‌های شمالی و به صورت خالص ظاهر می‌گردد. گروه بنه-کیکم عمدتاً در شیب‌های بیشتر، ارتفاعات بالاتر از گروه بلوط و جهت‌های جنوبی و غربی ظاهر می‌گردد و پراکنش آن در جهت‌های شمالی کمتر است. گروه بادام-دافنه با ارتفاع از سطح دریا ارتباط دارد بطوریکه در ارتفاعات بالای 2000 متر به صورت غالب و همراه با گونه‌های شن، شیرخشت، و... استقرار می‌یابد و در جهت‌های غربی نیز مستقر هستند.
محمودی (1386) به بررسی تنوع گونه‌ای گیاهان جنگل حفاظت شده کلارآباد در سطح گروه‌های اکولوژیک پرداخت و نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که شاخصهای شانون-وینر و سیمپسون در گروه‌های اکولوژیک دارای تفاوت معنی‌داری می‌باشد بطوریکه این شاخص‌ها در گروه‌های دو و سه بیش از گروه‌های یک و چهار می‌باشد. شاخص منهینیک در گروههای چهارگانه اختلاف معنی‌داری را نشان نمی‌دهد ولی، شاخص مارگالف در گروه یک بالاترین میزان را دارد.
حیدری و همکاران (1388) به بررسی رابطه برخی از عوامل فیزیوپرافی و فیزیکی-شیمیایی خاک با گروه‌های گیاهی در منطقه‌ای حفاظت شده مله گون ایلام پرداختند. بدین منظور، از روشهای آنالیز تطبیقی (CCA) و تجزیه به مؤلفه‌های اصلی (PCA) و آنالیز دو طرفه گونه‌های شاخص (TWINSPAN) برای طبقه‌بندی رویشگاه و تبین روابط بین ترکیب گونه‌ای و عوامل محیطی و همچنین تعیین گروه‌های گیاهی استفاده شد. نتایج نشان داد که در منطقه سه گروه وجود دارد. گروه اول با اسیدیته خاک همبستگی مثبت داشته و گونه‌های شاخص این گروهMedicago rigidula ،Fibigia macrocarpa Stipa capensisبودند. گروه دوم دارای گونه‌های شاخص Galium verum ،Bromus tectorum، Amygdalus haussknechtii، Quercus brantiiو در ارتفاعات بالای منطقه مستقر است و گروه سوم نیز با گونه‌های شاخصEuphorbia macroclada و Daphne mucronata در ارتفاعات پایین منطقه واقع شده‌اند.
زارع مهرجردی و همکاران (1386) به بررسی رابطه بین پوشش گیاهی و خاک در حوزه دق فینو بندرعباس پرداختند نتایج نشان داد که بین پوشش گیاهی و ارتفاع از سطح دریا و درصد شیب همبستگی مثبت ولی بین EC و پوشش گیاهی همبستگی منفی وجود دارد.
تقی‌پور و همکاران (1387) اثر عوامل محیطی بر پراکنش گونه‌های مرتعی در منطقه هزار جریب بهشهر را مورد مطالعه قرار دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آنالیز چند متغیره، آنالیز تطبیقی متعارفی (CCA) استفاده شد. نتایج نشان داد که مهمترین خصوصیات خاکی مؤثر در پراکنش و استقرار گونه‌های غالب رطوبت و PH و از بین فاکتورهای توپوگرافی عامل ارتفاع از سطح دریا تأثیر بسزایی دارند.
حشمتی (2003)، به بررسی روابط عوامل محیطی و استقرار و گسترش تیپهای پوشش گیاهان مرتعی در شمال شرقی استان گلستان پرداخت و برای تعیین همبستگی عوامل محیطی با تیپ‌های گیاهی، از رج‌بندی PCA استفاده نمود و به این نتیجه رسید که عوامل محیطی بر استقرار و پراکنش موزاییکی جوامع گیاهی مؤثرند و مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تفکیک جوامع گیاهی جهت شیب و شوری خاک هستند.
آریخی و همکاران (2010) ارتباط بین عوامل محیطی و گروه‌های اکولوژیک را در جنگلهای ایلام بررسی کردند. نتایج نشان داد که در منطقه پنج گروه اکولوژیک وجود دارد. گروه اول با گونه شاخص Cerasus microcarpa با ماده آلی و نیتروژن ارتباط دارد. گروه دومmonspessulanum Acer نام داشت. گروه بلوط ایرانی با آهک خاک و گروه چهارم با گونه شاخصorientalis Amygdalus با فاکتور ارتفاع از سطح دریا ارتباط دارند و گروه پنجم با گونه شاخص Astragalus liyciodes در مناطق سنگی مستقر هستند.
عبادی و آیل شیخ(2002) ضمن مطالعه پوشش گیاهی و خاک در جزیره فایلاکای کویت به طبقه‌بندی و گروه‌بندی پوشش گیاهی در این منطقه پرداختند. گروه‌ها ‌بدست آمده از روشTWINSPAN در این تحقیق با گروه‌های تفکیک شده با روش DCA همخوانی نشان داده و از سوی دیگر این گرو‌ه‌بندی‌ها در ارتباط با گرادیان‌های مهم تأثیرگذار بر پوشش گیاهی می‌باشند که شامل شوری، میزان ماسه، سدیم، پتاسیم است.
جین‌تون (2002) در شانگزی چین به مطالعه روابط پوشش گیاهی با عوامل محیطی پرداخت و به این نتیجه رسید که پراکنش پوشش گیاهی به متغیر اقلیم و خاک وابسته است.
ترکیب گونه‌های درختی، پراکنش و تنوع گونه‌ای در طول یک گرادیان در منطقه جنگلی در هندوستان توسط ساگار و همکاران (2003) بررسی شد. نتایج این بررسی نشان داد که این جنگلها دارای ترکیبی از گونه‌های آمیخته هستند. همچنین نتایج PCA نشان داد که نیتروژن خاک باعث اختلاف در تنوع گونه‌ای می‌شود.
آریستاد و همکاران (2011) به خصوصیات خاک و پوشش درختی بر روی پوشش گیاهی در شمال بوتسوانا مورد مطالعه قرار دادند. آنها برای شناسایی جوامع گیاهی از آنالیز دو طرفه گونه‌های معرف (TWINSPAN) استفاده کردند. در نهایت چهار جامعه گیاهی تشخیص داده شد. ترکیب گونه‌ای با منابع خاک در ارتباط بود. به طوری که محور اولDCA با خاک‌های رسی و ماسه‌ای و محور دوم با پوشش درختی همبستگی دارد.
انی‌رایت و همکاران (2005) به بررسی پوشش گیاهی مناطق بیابانی و ارتباط آن با عوامل محیطی در پارک ملی کایرتار در پاکستان پرداخته و با استفاده از روش طبقه‌بندی TWINSPAN و رج‌بندی، 9 جامعه گیاهی طبیعی و یک جامعه دست کاشت را تشخیص دادند. در این بررسی تفاوت زیادی در ترکیب گونه‌ای بین مناطق کوهستانی، دشتی، باتلاقی و مناطق ساحلی وجود داشت و فاکتورهای محیطی چون درجه شیب، مهمترین فاکتورها در تعیین پراکنش تیپ‌های عمده پوشش گیاهی و غنای گونه‌ای بودند.
بررسی پراکنش جوامع گیاهی در ارتباط با عوامل توپوگرافی و فرسایش خاک در یک منطقه گچی در شمال شرق اسپانیا توسط جی-کامپو و همکاران (1999) مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که ارتفاع از سطح دریا و جهت جغرافیایی با پراکنش جوامع گیاهی در ارتباط است.
بروسوفسکی و همکاران (2001) ارتباط بین فاکتورهای محیطی (خصوصیات کف جنگل، توپوگرافی و تاج پوشش) و پوشش گیاهی در میان هفت تیپ عمده در شمال ویسکونیس مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد که درصد پوشش درختی به عنوان مهمترین فاکتور محیطی اثر گذار روی پوشش گیاهی می‌باشد. محور آنالیز DCA رویشگاه‌های مختلف را براساس گرادیان درصد پوشش گیاهی و رطوبت خاک از همدیگر مجزا کرد.
کوروی و همکاران (2004) به مطالعه پوشش گیاهی جنگل‌های کنار رودخانه‌ای در جنوب ایرلند پرداختند. پوشش گیاهی براساس روش آنالیز دو طرفه گونه‌های معرف طبقه‌بندی شد که در نتیجه آن 5 تیپ گیاهی از هم جدا شد و به این نتیجه رسیدند که غنای گونه‌های گیاهی و فراوانی پوشش با افزایش فاصله از رودخانه کاهش یافت که علت آن کاهش سطح نور، آب و مواد غذایی بود.
اسندن (2001) در مطالعه پوشش گیاهی سواحل جزیره فایر در بوستون آمریکا با استفاده از خصوصیات فلورستیک پوشش گیاهی و عوامل ادافیکی و پستی و بلندی موفق به گروه‌بندی پوشش گیاهی این منطقه به 5 گروه گونه اصلی و 23 گروه گونه فرعی شد.
مونیر (2006) در مطالعه اکوسیستم‌های مناطق بیابانی غرب کشور مصر با استفاده از دو تکنیک رسته‌بندیCCA وDCA و تکنیک طبقه‌بندیTWINSPAN توانست در ارتباط با عوامل خاکی پنج گروه اکولوژیک گیاهی را استخراج کنند.

پژوهش

دسته‌بندی نشده

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.